ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

717

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

بخشندگان ميآيند . [ 1 ] پس در اسرار خداى تعالى بينديش و گروه‌هاى مردم را با دسته‌هاى جانوران و خرده ريزه‌هاى سفره‌ها را با ما زاد روزى و ثروت مقايسه كن كه چگونه بخشش آن بر كسانى كه قصد بذل وجود داشته باشند آسان مىشود ، زيرا اغلب بىنياز هستند و از آنچه به ديگران مىبخشند در دسترس آنان به حد وفور يافت مىشود ، و بايد دانست كه وسعت و رفاه احوال و فزونى ناز و نعمت در اجتماع بفراوانى آنها وابستگى دارد و خدا از جهانيان بىنياز است [ 2 ] . فصل دوازدهم دربارهء ارزهاى ( ارزاق و كالاهاى ) شهرها بايد دانست كه كالاها و مواد كليهء بازارها عبارت از نيازمنديهاى مردم است و اين مواد بر دو گونه است : برخى ضرور و لازم‌اند مانند مواد غذايى گندم و جو و نظاير آنها چون باقلا و نخود و دانهء خلر و ديگر حبوب . و همچون چاشنىهاى اغذيه مانند پياز و سير و غيره و برخى در مرحلهء تفننى و كمالى ميباشند مانند : خورشها و ميوه‌ها و انواع پوشيدنيها و اثاث و ابزار خانه و مركوبها و ديگر اقسام ساختمانها و بناها . و هر گاه شهر توسعه يابد و ساكنان آن افزون شود بهاى مواد ضرورى از قبيل اغذيه و نظاير آنها ارزان مىشود و بهاى اشياى تفننى و كمالى چون خورشها و ميوه‌ها و غيره رو بگرانى ميگذارد . و هر گاه جمعيت شهرى تقليل يابد و اجتماع و عمران آن ضعيف گردد قضيه بر عكس خواهد بود . و علت آن اين است كه چون

--> [ 1 - ) ] مضمون شعر سعدى است كه گويد : مرغ جايى رود كه چينه بود * نه بجايى رود كه چى نبود [ 2 - ) ] فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ 3 : 97 . سورهء آل عمران ، آيهء 97 . و در چاپهاى مصر و بيروت پايان فصل چنين است : « و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و او از جهانيان بىنياز است » . صورت متن از ( پ ) و ( ينى ) است .