ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1202

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

فصل 45 در تقسيم سخن به دو فن نظم و نثر بايد دانست كه زبان عرب و سخن ايشان منقسم بر دو فن است : يكى شعر منظوم كه عبارت از سخن موزون و داراى قافيه است بدين معنى كه كليهء اوزان يك شعر داراى يك روى باشند كه آن را قافيه مىنامند . و ديگرى نثر و آن سخن غير موزون است و هر يك از دو فن ياد كرده مشتمل بر فنون و شيوه‌هاى گوناگونى در سخن مىباشد . چنان كه شعر داراى اقسام : مدح و هجو [ 1 ] و رثاست و نثر يا مسجع است و آن سخنى است كه آن را به صورت پاره‌هاى مختلف در مىآورند و ملتزم مىشوند در هر دو كلمهء آن يك قافيه باشد كه آن را سجع [ 2 ] مينامند . و يا مرسل ( آزاد ) است و آن نوعى است كه سخن در آن كاملا آزاد است و به اجزائى تقسيم نميشود ، بلكه بىمقيد كردن آن بقافيه يا قيد ديگر سخن را كاملا رها مىكنند . و اين گونه نثر در خطبه‌ها و دعاها و هنگام تشويق و تهديد جمهور مردم به كار ميرود . و اما قرآن هر چند از نوع سخن منثور بشمار ميرود ، ولى از هر دو صفت ياد كرده خارج است و نه آن را بطور مطلق مرسل و نه مسجع مينامند ، بلكه آيات از هم جدا شده‌اى است كه به مقطعهائى منتهى مىشوند و ذوق بپايان سخن در آن مقاطع گواهى ميدهد سپس سخن به آيهء ديگر بعد از آن باز ميگردد و بىالتزام حرفى كه سجع يا قافيه باشد دوباره آورده مىشود . و اين معنى گفتار خداى تعالى است : خدا فرستاد بهترين سخن را كتابى متشابه

--> [ 1 - ) ] شجاعت نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » . [ 2 - ) ] سجع عبارت از توافق دو فاصلهء نثر بر يك حرف در آخر جمله است . ( از تعريفات جرجانى ) .