ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1200

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

روزگار ما شهرت يافت و از سبك آنان پيروى ميكرد و در نتيجهء سعايت دشمنانى كه داشت شهيد شد و او در ملكهء زبان عرب قدرت وصف ناپذيرى داشت و شاگردانش شيوهء وى را پيروى كردند . و خلاصه اهميت اين ملكه در اندلس بيشتر و آموختن آن آسانتر و ميسرتر است از اين رو كه مردم آن كشور چنان كه ياد كرديم هم اكنون نيز در دانش‌هاى زبان و ادب ممارست مىكنند و در محافظت دانش‌هاى مزبور و سند تعليم آنها مىكوشند . و بدان سبب كه عجمىزبانان بد لهجه و كسانى كه ملكهء زبان عربى ( مضرى ) آنان فاسد شده است تنها گروهى هستند كه از خارج بدين كشور مىآيند و عدم فصاحت آنان ريشه‌اى در زبان مردم اندلس ندارد و بربرها در اين ساحل اهل آنجا هستند و زبانشان زبان آن ناحيه است مگر تنها در شهرها كه [ 1 ] اين قوم به زبان محلى بربرى تكلم مىكنند و از اين رو بر خلاف مردم اندلس كه به سهولت ملكهء زبان عرب را فرا ميگيرند آموختن اين ملكه براى آنان دشوار است . وضع مردم مشرق [ 2 ] در روزگار امويان و عباسيان نيز از اين نظر مانند اهالى اندلس بود و ملكهء زبان عرب را در نهايت مهارت و بطور كامل فرا ميگرفتند چه آنان در آن روزگار جز در موارد قليلى از آميزش با عجمىزبانان دور بودند و بدين سبب ملكهء زبان عرب در آن دوران در ميان آنان استوارتر بود و گروه بيشترى از شاعران و نويسندگان بزرگ در سرزمين آنان ظهور كرده بودند از

--> [ ( ) ] آن كشور قرار گرفت و در آن سرزمين اقامت گزيد و در سال 747 هجرى ( 1346 ميلادى ) در شهر تنبكتو Tenboktou درگذشت . در چاپهاى مصر و بيروت طويجن بغلط طريحى است . ( از دسلان ) . [ 1 - ) ] در عصر ابن خلدون اهالى الجزيره و قسمت وسيعى از مراكش به زبان بربر سخن ميگفتند و در شهرهاى بزرگ و قسمت شمالى صحراى افريقا زبان عربى رواج نداشت ، ولى هم اكنون عربى در ايالت ، اران « Oran » و در كليهء ايالات الجزيره و كشور مراكش جانشين زبان بربر شده است . و زبان بربر فقط در مركز و قسمت جنوبى صحراى افريقا متداول است كه اقوام « Toucregs » در نواحى كوهستانى بدان تكلم مىكنند از قبيل دو قسمت « Kalylie » سلسله جبال اطلس « LAtlas » و « Aouras » و نواحى كوهستانى تونس و ايالت Sous و بعضى نواحى مجزا . ( از حاشيهء دسلان ص 358 ج 3 ) . [ 2 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » بجاى « مشرق » « اندلس » است و بىشك غلط مىباشد .