ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1196
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بياورد و از راه تحصيل و حفظ كردن آنها را فرا گيرد ، كمتر ممكن است ، از اين شيوه استفاده ببرد و به منظور خويش نائل آيد و ملكهاى را كه در گذشته ياد - كرديم بدست آورد ، زيرا هر گاه ملكهء ديگرى بر ذهن كسى سبقت جويد و در آن جايگير شود ملكهء تازه جز ناقص و مخدوش در ذهن حاصل نمىگردد و هر گاه فرض كنيم كسى از نژاد غير عرب به كلى از آميزش با عجمىزبانان مصون بماند و بخواهد ملكهء زبان عرب را از راه درس خواندن و حفظ كردن بياموزد ، البته ممكن است چنين كسى به منظور خويش نائل آيد ، ليكن بندرت اين امر روى مىدهد و با دلائلى كه در فصول پيش ياد كرديم علت آن بر خواننده آشكار است [ 1 ] . و چه بسا كه بيشتر كسانى كه به قوانين و قواعد دانش بيان مشغولند مدعى مىشوند كه اين ذوق ( ملكهء زبان عرب ) براى آنان حاصل آمده است ، ولى چنين ادعائى غلط يا مغالطه است ، بلكه بر فرض چنين كسانى ملكهاى بدست آورده باشند تنها ملكهء همان قوانين و قواعد علم بيان خواهد بود و به هيچ رو ملكهء تعبير و سخن - گفتن را از اين راه بدست نمىآورند . و خدا آن را كه خواهد به راه راست رهبرى مىفرمايد [ 2 ] . فصل 44 در اينكه مردم شهرنشين بر اطلاق از بدست آوردن اين ملكهء لسانى ( زبان مضر و فصيح عرب ) كه از راه تعليم اكتساب مىشود عاجزاند و گروهى از آنان كه از زبان عرب دور تر باشند حصول ملكهء مزبور براى آنان دشوارتر است و سبب آن اين است كه در ذهن متعلم پيش از آموختن زبان فصيح عرب
--> [ 1 - ) ] ابن خلدون معتقد است كه زبان را يا بايد در ميان يك قوم از راه معاشرت و تكلم فرا گرفت . يا بوسيلهء مراجعه به متون مختلف نظم و نثر آن را آموخت ، ولى حفظ كردن قواعد خشك زبان و فرا گرفتن اصول علم معانى و بيان انسان را به آموختن زبان نايل نمىسازد . و رجوع به حاشيهء ص 1194 شود . [ 2 - ) ] وَ الله يَهْدِي من يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ 2 : 213 . س 2 ( بقره ) آ : 213