ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1181

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

در نزد ماست . و اين بر خلاف نظر كسانى است كه به علت كوته فكرى مىپندارند زبان حمير و مضر هر دو يكى هستند و ميخواهند زبان حميرى را بر طبق قواعد و قوانين زبان مضرى به كار برند . چنان كه برخى از آنان اشتقاق كلمهء حميرى قيل [ 1 ] را از ( قول ) پنداشته . و دربارهء بسيارى از كلمات ديگر حميرى نيز بچنين پندارهائى گرائيده‌اند در - صورتى كه نظر ايشان درست نيست و زبان حمير زبان ديگرى بجز زبان مضر است و در بسيارى از معانى و صرف كلمات و حركات اعراب با آن مغاير است . چنان كه زبان عرب امروزى با لغت مضر تفاوت بسيار دارد . منتها چنان كه گفتيم عنايتى كه بلغت مضر مبذول گرديده بخاطر شريعت است و انگيزهء آنان به اين همه استقرا و استنباط قواعد ، حفظ شريعت بوده است ، ولى در عصر ما چنين انگيزه‌اى وجود ندارد كه ما را به آن شيوهء تحقيق و پيجوئى برانگيزد . و از خصوصياتى كه در لغت اين نژاد عربى ( مضر ) در اين عصر نمودار است و با آنكه در سرزمينهاى مختلف سكونت دارند آن را از دست نداده‌اند ، چگونگى تلفظ « قاف » است چه آنان اين حرف را از مخرج قافى تلفظ نميكنند كه در ميان مردم شهرنشين متداول است و چنان كه در كتب علوم عربى نوشته‌اند مخرج آن از انتهاى زبان و ما فوق آن از كام ( حنك ) بالاست [ 2 ] ، بلكه آنها آن حرف را به لهجه‌اى بين كاف و قاف تلفظ ميكنند و كليهء افراد و نژاد مزبور اين لهجه را همچنان حفظ كرده و در هر جا باشند خواه در مشرق و خواه در مغرب آن را از دست نميدهند چنان كه لهجهء مزبور براى قوم مضر علامت خاصى در ميان تمام ملتها و نژادها بشمار ميرود و تنها به آنان اختصاص دارد و هيچ

--> [ 1 - ) ] « بفتح ق » پادشاه و بقولى پادشاه حمير و برخى گويند . بمعنى رئيس است كه از پادشاه فروتر است ( و اصل آن قيل « مانند ميت » است ) و بدان از اين رو ناميده شده كه هر چه مىخواهد مىگويد ج ، اقوال و اقيال . ( از اقرب الموارد ) . [ 2 - ) ] همچنين آنها اين حرف را از مخرج كاف نيز تلفظ نميكنند با آنكه مخرج آن پائين‌تر از جايگاه قاف و قسمتهاى پائين كام بالاست ، اين عبارت در چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست ، ولى در چاپهاى مصر و بيروت وجود دارد .