ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1178
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
ميكنند . و خدا داناتر است . [ 1 ] فصل 39 در اينكه لغت عرب در اين روزگار زبان مستقلى مغاير لغت مضر و حمير است از اين رو كه مىبينيم اين زبان در بيان مقاصد و ايفاى دلالت بر وفق سنتهاى زبان مضرى است و هيچيك از اصول آن را بجز دلالت حركات بر تعيين كردن فاعل از مفعول از دست نداده است . و بدين سبب بجاى آن تقديم و تأخير و قرائنى متداول كردهاند كه بر خصوصيات مقاصد دلالت ميكنند ، ولى با اين تفاوت كه بيان و بلاغت در زبان مضرى [ 2 ] بيشتر و ريشهدارتر است ، زيرا الفاظ به اعيانشان بر معانى به اعيانشان دلالت ميكنند و آن وقت مقتضاى حال كه ايشان آن را « بساط حال » مينامند همچنان به چيزى نيازمند مىباشد كه بر آن دلالت كند و هر معنائى را ناگزير بايد احوالى فرا گيرد كه بدان اختصاص دارد ، از اين رو بايد اين احوال در اداى مقصود مورد نظر باشند ، زيرا جزو صفات آن ميباشند . و احوال مزبور در همهء زبانها غالبا بوسيله الفاظى نشان داده مىشوند كه مخصوصا براى اين منظور وضع ميگردند ليكن در زبان عربى از راه كيفيات و خصوصياتى كه در تركيبات الفاظ روى ميدهد نشان داده ميشوند از قبيل تقديم و تأخير يا حذف يا حركت اعراب . و گاهى آنها را بوسيلهء حروفى نشان ميدهند كه مستقل نيستند و به همين سبب چنان كه ياد كرديم ، طبقات سخن در زبان عربى بر حسب تفاوت دلالت بر اين كيفيات ، گوناگون و مختلف است و از اين رو سخنان عربى موجزتر و در تاديهء مقصود ، الفاظ و عبارات آن از همهء زبانها كمتر است . و اين معنى گفتار پيامبر ( ص ) است كه فرمود : « در
--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت چنين است : و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و توفيق به اوست . [ 2 - ) ] در متن همهء چاپها « مضرى » ولى در نسخهء خطى « ينى جامع » « عربى » است و پيداست كه صورت متن صحيح است .