ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1165

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

پرداخت كه در دولت على بن مجاهد منزلتى داشت او كتاب « المحكم » را از لحاظ جامعيت بشيوهء صحاح تأليف كرد و ترتيب كتاب العين را نيز از دست نداد و گذشته از اين ببحث در اشتقاق و تصريف كلمات نيز پرداخت و از اين رو تأليف وى از بهترين كتب بشمار مىآيد اين كتاب را محمد بن ابو الحسين حاجب [ 1 ] مستنصر از ملوك دولت حفصى تونس تلخيص كرده و ترتيب آن را تغيير داده و از لحاظ معتبر شمردن حرف آخر كلمات آن را به صورت صحاح در آورده است . از اين رو اين تلخيص چنان به صحاح همانند شده كه گوئى دو فرزند توأمان از يك مادر و پدراند [ و كراع يكى از پيشوايان لغت را كتابى بنام « المنجد » است و ابن دريد كتاب « الجمهره » را در لغت تأليف كرده و ابن الانبارى مؤلف كتاب « الزاهر » است ] [ 2 ] . اينهاست اصول كتب لغت بر حسب اطلاعاتى كه ما بدست آورده‌ايم . و در اين باره كتب مختصر ديگرى نيز هست كه هر يك بدستهء معينى از لغات اختصاص دارند و جامع برخى از ابواب لغت يا كليهء آنها هستند ، ولى تفاوت اين كتب مختصر با تأليفات مفصل اين است كه وجه حصر لغات از نظر تركيبات در نوع دوم پوشيده و در گونهء نخستين چنان كه ياد كرديم آشكار است . و نيز از كتبى كه دربارهء لغت وضع شده كتاب « زمخشرى » در مجاز است [ و آن را به « اساس البلاغة » ناميده است ] [ 2 ] . زمخشرى در اين كتاب كليهء الفاظ و مفاهيمى را كه عرب از معنى اصلى بمعنى مجازى انتقال داده تشريح كرده است . و آن از كتب شريف و پرسود بشمار ميرود . گذشته از اينها چون عرب كلماتى را براى معانى عامى وضع مىكرد و آنگاه براى امور خاصى الفاظ ديگرى به كار ميبرد كه به همان امور اختصاص داشت و در نتيجه در نزد ما ميان وضع و استعمال تفاوتى

--> [ 1 - ) ] در تمام چاپها بجاى حاجب « صاحب » چاپ شده و دسلان كلمهء مزبور را تصحيح كرده است . رجوع به ج 3 ترجمهء دسلان ص 317 شود وى بر حسب شرحى كه ابن خلدون راجع به محمد بن ابو الحسين در تاريخ بربر آورده حاجب مستنصر بوده و بسال 671 هجرى ( 1273 - 1271 م ) در تونس درگذشته است . [ 2 - ) ] از چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » .