ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
708
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
اقوام ديگر ، بدوىتر و دور تر از صنايع است . و نيز بسبب آنكه تازيان نسبت به ممالكى كه هنگام اسلام گشودند تا پيش از اسلام بيگانه و ناآشنا بودند ، ولى همين كه كشورهاى مزبور را ( پس از اسلام ) متصرف شدند ديرى نگذشت كه رسوم شهرنشينى را بكمال اخذ كردند با اينكه هنگامى كه بناهاى ديگران را ديدند خود را از بنيان نهادن ساختمانهاى نوينى بىنياز شمردند . و نيز دين در آغاز امر مانع از غلو كردن در امر بناها بود و اسراف در اين راه را بىآنكه جانب ميانه روى مراعات شود ، روا نميدانست ، چنان كه در كوفه به علت آنكه در گذشته در ساختمانها ، نى به كار برده بودند حريقى روى داد و هنگامى كه از عمر دربارهء به كار بردن سنگ در بناها كسب اجازه كردند توصيه كرد كه سنگ به كار بريد ، ولى نبايد هيچيك از شما بيش از سه اطاق بسازيد و در بنيان نهادن بناهاى بلند همچشمى و زيادهروى مكنيد و سنت را نگاه داريد تا دولت شما حفظ گردد . و به نمايندگانى كه نزد او بودند و هم بمردم سفارش و گوشزد كرد تا هيچ بنيانى را برتر از اندازه بالا نبرند ، گفتند اندازه كدام است ؟ گفت : آنچه شما را به اسراف نزديك نكند و از ميانهروى بيرون نبرد . و چون مردم از روزگارى كه دين فرمانروايى ميكرد دور شدند و باينگونه مقاصد بىپروا گرديدند و طبيعت كشوردارى و پادشاهى و تجمل خواهى بر آنان غلبه يافت و عرب از ملت ايران در كارها يارى جست و صنايع و امور بنايى را از آنان اقتباس كرد و آداب و رسوم شهرنشينى و توانگرى و تجمل خواهى آنان را به صنايع و ساختمانهاى بلند كشانيد ، آن وقت بناهاى استوار بر افراشتند و كارگاههاى صنعتى ايجاد كردند ، ولى اين كيفيت هنگامى پديد آمد كه با انقراض دولت عرب نزديك بود و مدت درازى دوام نيافت كه بتوانند بناهاى فراوان بنيان نهند و شهرها و شهرستانهاى گوناگون بر پا سازند ، ولى ملتهاى ديگر بدينسان نبودند چنان كه دوران فرمانروائى ايرانيان هزاران سال به طول انجاميد و همچنين قبطيان و نبطيان و