ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1137

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

تازهء گوناگونى تقسيم كنيم ، زيرا چنين شيوه‌اى سبب مىشود كه آنها را از مقصود اصلى خارج سازد چه مقصود از آنها همان است كه ابزارى براى علوم‌اند ، نه جز اين . و بنابر اين هر چه آنها را از اين روش خارج سازيم به همان نسبت از مقصود اصلى خارج خواهيم شد و آن وقت اشتغال به آنها كار لغو و بيهوده‌اى بشمار خواهد رفت با اينكه ميدانيم به علت طول زمان براى فرا گرفتن آنها و فروع بسيارى كه دارند بدست آوردن ملكهء آنها دشوار است و چه بسا كه علوم مزبور براى تحصيل علوم مقصد و اساسى عائقى بشمار ميروند در صورتى كه اهميت دانشهاى اصلى بيشتر است و عمر آدمى با اين شيوه‌اى كه متداول است براى فرا گرفتن همهء آنها ( وسايل و علم مقصود بالذات ) كفايت نميكند و از اين رو اشتغال به اين دانشهاى ابزار مايهء تضييع عمر و سرگرمى بامورى است كه به كار انسان نمىآيد ، و اين وضع كاملا بر روش متأخران تطبيق مىشود كه در صناعت‌هاى نحو و منطق [ و بلكه ] در اصول فقه معمول كرده‌اند ، زيرا آنها دايرهء بحث در علوم مزبور را [ خواه از لحاظ نقل و چه از نظر استدلال ] [ 1 ] توسعه داده و فروع [ و مسائل ] [ 1 ] و استدلالهاى بسيارى بر آنها افزوده‌اند بحديكه آنها را از صورت ابزار بودن خارج ساخته و بمنزلهء علومى تلقى كرده‌اند كه [ ذاتا ] [ 1 ] مقصود و هدف ميباشند و چه بسا كه در آنها به بحث نظريات [ و مسائلى ] [ 1 ] مىپردازند كه در علوم مقصد و اساسى نيازى به آنها نيست و بدين سبب از نوع لغو و بيهوده بشمار ميروند و بر اطلاق براى متعلمان زيانبخش ميباشند ، زيرا اهتمام متعلمان بعلوم اساسى بيش از اين ابزار و وسائل است . و از اين رو هر گاه عمر خود را در تحصيل وسائل سپرى كنند چگونه و كى بمقاصد اصلى دست مىيابند ، به همين سبب لازم است معلمان در اين علوم ابزار « مقدماتى » آن همه طول و تفصيل قائل نشوند و متعلمان را بهدف و غرض اصلى از خواندن آنها متوجه سازند و آنها را در برابر غرض نگاه دارند و آنگاه كه همت هر كس پس از آن تا حدى بتوغل در آن

--> [ 1 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » .