ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1128

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

است . و چه بسا كه به امهات كتب مطول در فنون تفسير و بيان متوجه ميشوند و آنها را براى نزديك شدن بحفظ مختصر ميكنند چنان كه ابن حاجب در فقه و اصول فقه و ابن مالك در علوم عربى و خونجى در منطق و امثال آنها بدين روش گرائيده‌اند ، ولى اين شيوه مايهء فساد تعليم است و به تحصيل آسيب مىرساند ، زيرا در اين روش امر تخليط و در آميختگى مطالب بر مبتدى تحميل مىشود ، چه در حالى كه وى هنوز براى پذيرش غايات دانش مستعد نشده است آنها را بر او القا مىكنند و اين امر از روشهاى ناپسند و نكوهيده در تعليم مىباشد چنان كه در آينده از آن بحث خواهيم كرد . گذشته از اين در اين روش با همهء اينها ذهن دانشجو سخت مشغول و گرفتار تتبع و جستجوى الفاظ كوتاه و مختصرى مىشود كه فهم آنها دشوار است ، از اين رو كه معانى بسيارى در آن الفاظ گنجانيده شده و استخراج مسائل از ميان آنها مشكل است چه مىبينيم الفاظ كتب مختصر به همين سبب ( اختصار ) دشوار و بغرنج است و ناگزير محصل وقت قابل توجهى را براى فهم آنها از دست ميدهد . گذشته از همهء اينها ملكه‌اى كه بسبب تعليم از اين كتب مختصر بدست مىآيد بفرض كه بطور استوارى حاصل شود و آسيبى بدان نرسد نسبت به ملكاتى كه از موضوعات مبسوط مطول بدست مىآيد ، ملكه‌اى قاصر و نارسا خواهد بود ، زيرا ملكات نوع دوم در نتيجهء تكرار فراوان و بحث دراز در مسائل حاصل مىشود و پيداست كه تكرار فراوان و هم اطالهء سخن براى حصول ملكهء كامل سودمند مىباشد . و هر گاه به تكرار اندك اكتفا شود آن وقت بسبب كمى آن ، ملكه نارسا ميگردد مانند همهء اين موضوعات مختصر ( تأليفهاى مختصر در علوم ) كه منظور مؤلفان آنها تسهيل حفظ كردن مسائل براى متعلمان است در صورتى كه بسبب دور شدن متعلمان از بدست آوردن ملكات سودمند و رسوخ آنها در ( ذهن ايشان ) آنان را دچار مشكلات مىكنند و كسى را كه خدا رهبرى فرمايد او را گمراه كننده‌اى