ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

706

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

بر آن نيستيم هيچيك از آنها را نقل كنيم زيرا خانه‌هاى مزبور نه بر وفق شرع و نه بر طريقى دينى است و كسى به آنها توجهى ندارد و بتاريخ آنها اهميت نميدهد و دربارهء آنها آنچه در تواريخ آمده كافى است و هر كه بخواهد بتاريخ آشنا شود بر اوست كه بكتب مزبور رجوع كند و خدا هر كه را بخواهد رهبرى ميفرمايد . [ 1 ] فصل هفتم در اينكه شهرهاى كوچك و بزرگ در افريقيه و مغرب اندك است زيرا سرزمينهاى مزبور از هزاران سال پيش از اسلام متعلق به اقوام بربر بوده است . و كليهء اجتماعات و آبادانىهاى نواحى ياد كرده در مرحلهء باديه‌نشينى قرار داشته و حضارت و شهرنشينى در آن مرز و بومها چندان دوام نيافته است تا كيفيت زندگانى آنان بمرحلهء كمال برسد و دولتهايى كه از فرنگان و عرب در آن سرزمين فرمانروايى ميكرده‌اند ، دوران حكومت آنها چندان ادامه نيافته است كه آداب حضارت و شهرنشينى آنان در آن ممالك رسوخ يابد . از اين رو عادات و شئون باديه‌نشينى همچنان در ميان آنان پايدار مانده است و بآداب مذكور نزديكتراند و بدين سبب بناها و ساختمانهاى آن نواحى توسعه نيافته است و همچنين صنايع در ميان بربرها كمتر متداول است ، زيرا باديه‌نشينى در زندگانى ايشان بيشتر رسوخ دارد و صنايع خود از توابع شهرنشينى و حضارت است و بناها و ساختمانها بسبب صنايع كمال مىپذيرد و ناچار بايد كسانى در آموختن آنها مهارت يابند ، و چون بربرها بكسب صنايع نپرداخته‌اند از اين رو به بنيان نهادن بناها و ساختمانها همت نگماشته‌اند تا چه رسد باينكه به ساختن شهرها اقدام كنند ، و گذشته از اين بربرها داراى عصبيت‌ها و خاندانها و قبايل ميباشند و هيچ گروهى از آنان يافت نميشود كه تهى از عصبيت باشد و داشتن عصبيت و ايل و تبار نيز خود يكى از مظاهرى است كه ويژهء

--> [ 1 - ) ] اشاره به : يَهْدِي من يَشاءُ 74 : 31 . سورهء مدثر ، آيهء 34 .