ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1115
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
دست مىيابد ؟ و هم اكنون اين برهان را باختصار بيان ميكنيم تا فهم آن آسان گردد و ميگوئيم خلاصهء صناعت كيميا و آنچه ادعا ميكنند بوسيلهء اين صناعت انجام ميدهند اين است : به پيش راندن طبيعت معدنى بوسيلهء عمليات صناعى و مقابلهء آن با اين اعمال تا آنجا كه وجود جسم معدنى انجام پذيرد ، يا آفريدن مادهاى داراى قوا و افعال و صورتى تركيبى بدانسان كه در جسم تأثير طبيعى بخشد و آن را تغيير دهد و به صورت خود درآورد و اين تأثير و عمل صناعى مسبوق بتصورات احوال طبيعى معدنى است كه ميخواهد بوسيلهء آن طبيعت را بجلو راند و آن را با عمل صناعى مقابله كند يا مادهاى بسازد داراى قوائى كه در آنها همهء جزئيات را يكايك تصور كرده باشد . و اين گونه كيفيات پايان ناپذير است و دانش بشرى از احاطه يافتن به مقدار كمتر از آنها هم عاجز است و او بمثابهء كسى است كه بخواهد انسان يا حيوان يا گياهى بيافريند . اين است خلاصهء برهانى كه ياد كرديم و اين برهان از جملهء اطمينان بخشترين براهين در بطلان كيمياست كه آموختهام و چنان كه مشاهده شد عدم امكان كيميا در اين برهان از جهت فصلها يا بسبب طبيعت نيست بلكه اين امر بسبب تعذر احاطه يافتن و عجز بشر از آن است وردى كه ابن سينا كرده بود به كلى از اين برهان جداست و ابن سينا دليل ديگرى در عدم امكان تبديل فلزات به يكديگر از لحاظ غايت و نتيجه آن آورده است بدينسان كه حكمت خدا در وجود و كميابى دو سنگ ( زر و سيم ) اين است كه آنها ارزشهاى داد و ستد و كسب مردم و ثروتهاى ايشان است و بنابر اين اگر آنها را بطريق صنعت بدست آورند حكمت خدا در اين باره باطل خواهد شد و وجود آنها به حدى فزونى خواهد يافت كه هيچكس از اندوختن آنها هيچ چيزى بدست نخواهد آورد . و هم او را دليل ديگرى دربارهء عدم امكان فلزات است بدينسان كه طبيعت در افعال خود نزديكترين طرق را فرو نميگذارد و طريق دشوارتر و دور تر را