ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1106

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آن پاداش دارد . و اگر من مطيع « خدا » باشم كامياب ميشوم و اگر نافرمانى كنم باز هم اميدوارم . من زير فرمان پروردگارى هستم كه عرش و زمين او را فرمانبرى كرده‌اند . آنچه روى ميدهد در نتيجهء نوشته‌هاى شما نيست بلكه حكم و سرنوشت ( خدا ) آنها را تقدير كرده است اگر با شعرى دربارهء كسانى كه خويش را به رأى او نسبت ميدهند ، خبر بدهند . خواهد گفت : به آنها بگوييد كه من از گفته‌هاى شما بيزارم . فصل 27 در انكار ثمرهء كيميا « اكسير » و محال بودن وجود آن و مفاسدى كه از ممارست در آن بوجود مىآيد بايد دانست بسيارى از كسانى كه عاجز از كسب معاش هستند آزمندى آنان را به ممارست در اين صنايع برمىانگيزد و معتقد ميشوند كه اين صنعت نيز يكى از شيوه‌ها و طرق معاش است و گمان ميكنند بدست آوردن ثروت از اين راه براى جويندهء آن آسانتر است . و از اين رو در اين راه سختيها و رنجهاى بسيار مرتكب مىشوند و تحمل دشواريهايى مىكنند و از حكام جور و ستم مىبينند و در راه مخارجى كه افزون بر ميزان رسيدن آنها بمقاصدشان مىباشد ثروتهاى هنگفتى از دست ميدهند و سرانجام اگر نوميدى بر آنها چيره گردد دچار نابودى ميشوند [ 1 ] « و مىپندارند كه بس نيكوكارى مىكنند » [ 2 ] آگاه ميباشند و آنچه آنان را در اين باره بطمع مىاندازد اين است كه مىبينند برخى از معادن بوسيلهء مادهء مشترك آنها به يكديگر تبديل ميشوند و از اين رو ميكوشند از راه تدبير و صنعت سيم را به زر و مس و قلع را به سيم تبديل كنند و مىپندارند كه اين كار از

--> [ 1 - ) ] عبارت در اينجا مشوش است . [ 2 - ) ] از آيهء 104 سورهء كهف ( 18 ) وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً 18 : 104 ( ترجمه از كشف الاسرار است ) .