ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1101
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
نوعى كه در نطفه وجود دارد و قواى خاصى كه بدانها يكايك اصناف از نوع باز - شناخته ميشوند و جز اينها . بنابر اين اگر قواى نجومى بكمال حاصل آيد و علم بدان روى دهد ، آن وقت همان فاعل يا مؤثر واحد از جملهء اسباب مؤثر در كائن بشمار خواهد رفت . سپس مىبينيم كه با علم بقواى نجوم و تأثيرات آنها شرط ميكنند كه بايد حدس و تخمين بسيارى هم باشد تا در آن هنگام بوقوع كائنى ظن حاصل آيد . در صورتى كه حدس و تخمين قوائى هستند كه مخصوص به جوينده يا بينندهء اين قواى نجومى است و اين قوا در انديشهء او ميباشند و از علل و اسباب كائن بشمار نميروند و از اين رو هر گاه شخص فاقد اين حدس و تخمين بشود درجهء ظن او به شك تنزل خواهد كرد . و اين همه در صورتى است كه علم بقواى نجومى بطور استوار حاصل آيد و در برابر آن آفتى روى ندهد در صورتى كه اين امر دشوار است ، زيرا براى حصول آن بمعرفت محاسبات ستارگان در سير و حركت آنها نيازمند هستند تا بدان اوضاع ستارگان را بشناسند و از اين رو كه دليلى در دست نيست تا هر ستارهاى را بقوهاى اختصاص دهند و دليل بطلميوس در اثبات قواى كواكب پنجگانه از روى قياس آنها به خورشيد نظريهء ضعيفى است ، زيرا قوهء خورشيد بر همهء ستارگان غالب و مستولى بر آنهاست و از اين رو كمتر ميتوان هنگام مقارنه چنان كه او گفته است بفزونى يا كمى قوهء آن پى برد . و اينها همه مورد قدح است در شناختن [ 1 ] كائنات واقع در عالم عناصر بدين صناعت گذشته از اين تأثير كواكب در موجودات فروتر از آنها باطل است ، زيرا در باب توحيد به روش استدلالى ثابت شده است كه جز خدا هيچ مؤثر و فاعلى نيست چنان كه به نظر خواننده رسيده است و علماى علم كلام در اين باره بقدرى استدلال كردهاند كه نيازى به بيان آنها نيست از قبيل اينكه كيفيت نسبت دادن اسباب به مسببها مجهول است و عقل دربارهء قضاوتى كه در نخستين نظر نسبت به تأثير مىكند متهم مىباشد از اين رو كه شايد استناد آنها به صورتى
--> [ 1 - ) ] تحصيل . تعريف ( ن ل ) ولى در نسخهء خطى « ينى جامع » تعرف است .