ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1081

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ست و ما بتدبير همهء اينها پرداخته و بتجربه دريافته‌ايم كه حيوان آن برتر و عالى - تر است و تدبير آن آسان‌تر مىباشد . بنابر اين سزاست كه بدانى حجر موجود در حيوان چيست و راه بدست آوردن آن كدام است ما ثابت كرديم كه حيوان برترين مواليد است و همچنين هر چه از آن تركيب شود حتما از خود آن لطيف‌تر است مانند گياه كه از خود زمين لطيف‌تر مىباشد و علت آن اين است كه گياه از گوهر صاف و جسد لطيف زمين بوجود مىآيد و ناگزير بدين سبب داراى لطافت و رقت مىشود . همچنين اين حجر حيوانى بمنزلهء گياه در خاك است . و خلاصه در حيوان بجز حجر مزبور چيز ديگرى وجود ندارد كه بطبايع چهارگانه تجزيه شود . پس اين گفتار را درياب ، زيرا چنان كه من مطلب را باز گفتم كمتر ممكن است بر كسى پوشيده بماند مگر نادانى كه در جهل غوطه‌ور باشد يا كسى كه از نعمت خرد بى - بهره باشد . من ماهيت اين حجر را براى تو ياد كردم و ترا بجنس آن واقف گردانيدم و هم اكنون وجود تدبير آن را آشكار ميكنيم تا شرط اتصافى [ 1 ] را كه بر عهده گرفته‌ايم تكميل شود . - ان شاء الله سبحانه . تدبير [ 2 ] بر بركت خداى تعالى حجر ارزمند را برگير و آن را در قرع و انبيق بگذار و طبايع چهارگانهء آن يعنى آب و هوا و خاك و آتش را تجزيه كن و آنها عبارتند از جسد و روح و نفس و رنگ . و چون آب را از خاك و هوا را از آتش جدا كردى آن وقت هر يك را جداگانه بردار و در ظرف مخصوص آن بگذار و فرود آمدهء در پايين ظرف را كه عبارت از كفك است برگير و آن را به آتش سوزان بشوى تا آتش سياهى را از آن بزدايد و غلظت و كفك آن زايل گردد و آن را كاملا و باستوارى

--> [ 1 - ) ] در نسخ چاپى : انصاف و در « ينى » بىنقطه است و بقياس اتصاف با مقام مناسب‌تر است از اين رو اين كلمه برگزيده شد . [ 2 - ) ] از « ينى » در چاپهاى مصر و بيروت و « پ » چنين است . ( تدبير بر بركت خداى تعالى ) .