ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1051
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
ايمان اصحاب رسول خدا ( ص ) و تمسك ايشان بكلمهء خدا بوده است با آن معارضه كرده است از اين رو هر گونه گره افسون و جادو كه در آن تعبيه كرده بودند گشوده شد و پايدار نماند و آنچه ميكردند باطل گرديد [ 1 ] اما شريعت ميان ساحرى و طلسمات و شعبده تفاوتى قائل نشده و همهء آنها را در يك باب حرام عنوان كرده است . زيرا افعالى را كه شارع براى ما مباح شمرد آنهايى هستند كه يا در دينمان مهم است و صلاح آخرتمان در آن است و يا در معاشمان بصلاح دنياى ماست . و افعالى كه در هيچيك از دو منظور ياد كرده به كار نيايند از دو صورت بيرون نيست : اگر در آنها زيان يا نوعى زيان باشد مانند سحر كه روى دادن آن زيان مىرساند و همچنين طلسمات ، چه اثر هر دو يكى است و مانند منجمى كه در آن از لحاظ اعتقاد به تأثير نوعى زيان است و در نتيجه عقيدهء ايمانى را بسبب باز - گردانيدن امور به غير خدا فاسد مىكند . در اين صورت اين گونه افعال به نسبت زيان آنها حرام است . و اگر افعالمان نه براى ما مهم باشند و نه زيانى برسانند آن وقت بهتر نيست آنها را براى تقرب به خدا فرو گذاريم ؟ چه « در خبر است » : از حسن اسلام شخص اين است كه كارى را كه به او مربوط نيست ترك گويد از اين رو شريعت ساحرى و طلسمات و شعبده را در يك باب قرار داده زيرا همهء آنها زيان بخش هستند و اين باب را به عنوان حرام و ممنوع اختصاص داده است . و اما فرق ميان معجزه و ساحرى در شريعت بر حسب گفتار متكلمان بتحدى باز ميگردد و تحدى عبارت از دعوى وقوع معجزه بر وفق مدعاست . و ( متكلمان ) گفتهاند [ 2 ] : و روى دادن معجزه بر وفق دعوى كاذب ممكن نيست
--> [ 1 - ) ] وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ 7 : 118 . س : 7 ( الانعام ) آ : 115 [ 2 - ) ] و ساحر از اين گونه تحدى رو - گردان است و بدين سبب معجزه از وى صادر نميشود . ( چاپهاى مصر و بيروت ) .