ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1045

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

طلسمات نقل كرده‌اند كه اين اعداد در الفت ميان دو يار و وصال آنان تأثير خاصى دارد به شرط آنكه براى آنها دو تمثال ترتيب دهند يكى در طالع [ 1 ] زهره كه در بيت يا شرف خود با نظر مودت و قبول ناظر قمر باشد و طالع دوم را در سابع نخستين قرار ميدهند و بر هر يك از دو تمثال يكى از دو عدد را ميگذارند [ 2 ] و از عدد بيشتر آن را اراده ميكنند كه دوستى و مهر صاحب آن مورد نظر است يعنى محبوب . چه عدد بيشتر از لحاظ كميت بزرگتر نشان داده شود يا داراى اجزاى « كسرى » بيشترى باشد . و براى اين از لحاظ الفت و دوستى استوار ميان دو يار داراى اثرى مىباشد كه هيچگاه يكى از ديگرى جدا نميشوند و مهرى ناگسستنى پيدا ميكنند و اين گفتار صاحب كتاب « الغايه » و ديگر پيشوايان فن است و تجربه نيز گواه بر درستى آن مىباشد همچنين « طابع اسد » [ 3 ] كه آن را طابع حصى « مهر سنگريزه » هم مينامند ، نتيجه بخش و مؤثر است . و طرز ساختن آن اين است كه در روى قالب « هنداصبعى » [ 4 ] صورت شيرى ترسيم ميكنند كه دم خود را بلند كرده و سنگى بدندان گرفته و آن را به دو نيم كرده است و در روبروى شير تصوير مارى است كه از دو پاى آن به روبروى چهرهء او مىخيزد در حالى كه دهانش را به طرف دهان شير باز كرده است . و روى پشت

--> [ ( ) ] آنها را جمع كنيم - 284 مىشود . و اجزاى عدد ( 284 ) اينها هستند : 1 و 2 - 4 - 71 - 142 كه جمع آنها 220 است . [ 1 - ) ] طالع در اصطلاح منجمان عبارت از برجى است كه هنگام ولادت يا وقت سؤال چيزى از افق شرقى نمودار باشد و اثر هر طالع از بروج دوازده‌گانه در نحوست و سعادت على حده است ( از غياث ) - و سابع عبارت از برجى است كه در هنگام گرفتن طالع در افق غربى نمودار باشد و عاشر عبارت از برجى است كه در سمت الرأس قرار دارد و رابع برجى را گويند كه در نظير ( سمت القدم ) باشد . [ 2 - ) ] ثابت بن قره نخستين كسى بود كه اين گونه خواص اعداد را كشف كرد و دكارت نيز در اين باره گفتگو كرده است . ( از حاشيهء دسلان ص 378 ج 3 ) . [ 3 - ) ] دسلان آن را به : « مهر شير » ترجمه كرده است . [ 4 - ) ] ظاهر اين تركيب چنان كه دسلان مينويسد : از دو كلمهء هند بمعنى پولاد در تداول مراكشىها و اصبع بمعنى انگشت است ، ولى وى ميگويد : در هيچيك از مآخذ كيمياگران چنين تركيبى نديده است و احتمال ميدهد بمعنى پولاد هندى باشد كه در تجارت آن را ( LWootz ) مينامند .