ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1012

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

دوم : شىء ، زيرا مجهول از حيث ابهامى كه دارد شىء است و آن نيز جذر است ، زيرا از دو برابر كردن آن لازم مىآيد كه در مرتبهء دوم قرار گيرد . سوم : مال ( سرمايه ) و آن مربع مبهمى است [ 1 ] . و آنچه پس از اينهاست بر حسب نسبت نماينده ( اسّ ) [ 2 ] در دو مضروب است آنگاه عمل مفروض را دربارهء مسأله‌اى انجام ميدهند و آن را به صورت معادله‌اى درميآورند كه داراى دو طرف مختلف يا بيشتر از اين اجناس است . و سپس برخى از آنها را با بعضى ديگر مقابله ميكنند و آنقدر به جبر [ 3 ] و كسر آنها مىپردازند تا همهء عددها به صحيح تبديل يابند و مرتبه‌ها را به كمترين نماينده‌ها تا حد امكان پائين مىآورند تا بمرتبهء سه‌گانه‌اى برسد كه مدار جبر در نزد ايشان بر آن است و آن عبارت از : عدد و شىء « ريشه » و مال « مربع » است . پس اگر معادله‌اى فقط ميان دو واحد تعيين گردد آن وقت مال « مربع » و جذر ابهام آن را بوسيلهء معادلهء عدد بر طرف ميسازد و ( جواب ) معلوم مىشود . و اگر مال معادل جذور باشد باز هم نتيجهء شمارهء آنها بدست ميآيد . و اگر معادله ميان واحد و دو باشد جواب آن را عمل هندسى از طريق تفصيل ضرب در دو بيرون مىآورد و اين معادله مبهم است ، ولى اين ضرب مفصل نتيجهء آن را بدست ميدهد و معادله ميان دو جمله ممكن نيست [ 4 ] و حداكثر معادلاتى كه ايشان معمول ميدارند به شش مسئله منتهى شده است ، زيرا معادله ميان عدد و جذر

--> [ 1 - ) ] در نسخه‌اى كه در دسترس دسلان بوده سه قسمت ياد كرده چنين است : الف - شىء : زيرا هر مجهولى از حيث ابهام آن شىء است و آن نيز جذر است چه از تضعيف آن لازم - ميآيد كه در مرتبهء دوم قرار گيرد . ب - مال : و آن مربع مبهمى است . ج - كعب . [ 2 - ) ] اكسپوزان Exposant يا قوه . [ 3 - ) ] جبر كسر در لغت اصلاح استخوان شكسته است و در اينجا مقصود تبديل عدد كسر به صحيح است و مؤلف خواسته است در ضمن شرح بايهام معنى جبر و مقابله را در اين عبارت بيان كند : [ 4 - ) ] سه معادله‌اى كه مؤلف دربارهء آنها گفتگو مىكند چنين است : ax 2 X و a X و a 2 X و اينها را علماى جبر اسلام معادلات ساده ميناميدند . و معادلات مركب در نزد آنان عبارت بود از : axB 2 X و ax B 2 X و B ax 2 X