ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

996

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

يك چشم بر هم زدن مىباشد . و گاهى رؤيا پس از بيدار شدن تا روزگار درازى در ياد مىماند و به هيچ رو از انديشه دور نمىشود و اين هنگامى است كه ادراك نخستين نيرومند باشد و هر گاه رؤيائى پس از بيدار شدن از خواب در نتيجهء به كار بردن انديشه و متوجه شدن بسوى آن به ياد آيد و در عين حال بسيارى از تفاصيل آن هر چه هم ذهن را براى به ياد آوردن آنها به كار اندازد فراموش شود ، چنين رؤيائى را خواب راست نمىتوان ناميد ، بلكه اين گونه رؤياها از نوع خواب‌هاى پريشان است . و علامات مزبور از خواص وحى است خداى تعالى ميفرمايد : به آن زبانت را حركت مده تا در آن شتاب كنى ، همانا بر ماست فراهم آوردن و خواندنش پس چون آن را خوانديم ، خواندنش را پيروى كن آنگاه بيان كردن آن بر ما است . [ 1 ] و رؤيا نسبتى به نبوت و وحى دارد چنان كه در صحيح آمده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : رؤيا يكى از 46 قسمت نبوت است . و بنابر اين به همين اندازه خواص آن نيز با خواص نبوت نسبت دارد . پس اين نكات را نبايد از نظر دور داشت و دليل آن همينهاست كه ياد كرديم . و خدا آفرينندهء هر چيزى است كه بخواهد ] [ 2 ] و اما دربارهء معنى تعبير خواب بايد دانست كه روح عقلى هر گاه مفهومى را ادراك كند و آن را به خيال بسپارد و خيال هم آن را تصوير كند البته آن را در صورت‌هائى تصوير مىنمايد كه تا حدى مناسب آن معنى باشد چنان كه روح عقلى معنى شاهنشاه را در مىيابد و خيال آن را به صورت دريا تصوير مىكند يا اگر معنى دشمنى را درك كند خيال آن را در صورت مار تجسم مىدهد . و بنابر اين هنگامى كه شخص از خواب بيدار مىشود و از عالم رؤياى خويش چيزى بجز ديدن دريا يا مار به ياد ندارد ، در اين

--> [ 1 - ) ] لا تُحَرِّكْ به لِسانَكَ . لِتَعْجَلَ به . إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ . فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ . ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ . 75 : 16 - 19 س : 75 ( القيمة ) آ : 16 تا 20 [ 2 - ) ] تا اينجا از چاپ پاريس ترجمه و با نسخهء « ينى جامع » مقابله شد .