ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

994

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

باشد از هر نوع تعقل مىكند . و هر گاه از برخى از اين پرده و مشغوليت مجرد شود اشتغالات او تخفيف مىيابد و ناگزير لمحه‌اى از عالم خود را درك مىكند و اين ادراك او باندازهء تجردى خواهد بود كه براى او دست داده است . و در اين حالت كليهء مشغوليتهاى حس ظاهرى وى كه عظيم‌ترين سرگرميها و اشتغالات آن بشمار مىرود تخفيف مىيابد و در نتيجه مستعد پذيرفتن همهء ادراكاتى مىشود كه لايق عالم اوست و همين كه بدرك برخى از ادراكات عوالم خويش نائل مىآيد به بدن خود باز ميگردد . چه آن روح تا هنگامى كه در كالبد خويش مىباشد جسمانى است و جز با ادراكات و مشاعر جسمانى نمىتواند تصرف كند . و مشاعر جسمانى مخصوص كسب دانش و معرفت همانا عبارت از ادراكات دماغى است كه قوهء تصرف كنندهء آن خيال است . و اين قوه از صورتهاى محسوس ، صورتهاى خيالى انتزاع مىكند و سپس آنها را به حافظه مىسپارد تا براى آن نگاهدارى شود و هنگام نياز و موقع نظر و استدلال آنها را باز گيرد . و همچنين نفس از آن صور ديگرى كه نفسانى و عقلى است مجرد مىكند و آنگاه تجريد از محسوس به معقول ارتقا مىيابد و واسطهء آن دو خيال است . و همچنين هر گاه نفس از عالم خود ادراكاتى دريابد آنها را به خيال القا مىكند و خيال آنها را به صورتى كه مناسب آن باشد درمىآورد و بحس مشترك مىسپارد . و شخص خوابيده آنها را چنان مىبيند كه گوئى محسوس است و آنگاه اين ادراك از روح عقلى به عالم حس تنزل مىكند . و خيال واسطهء اين قسمت نيز مىباشد ، اين است حقيقت رؤيا . و از اين بيانات فرق ميان رؤياى صادق [ 1 ] و خوابهاى پريشان دروغ آشكار مىشود چه كليهء اين گونه رؤياها هنگام خواب صورتهائى در خيال مىباشند ، ولى اگر اين صورتها از روح عقلى ادراك كننده فرود آمده باشند آن وقت رؤيا حاصل مىشود و اگر از

--> [ 1 - ) ] صالح ( ك ) .