ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
986
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
سايهها [ 1 ] و برگشت آواز و انعكاس اشياء در آينه است و البته هر چه را بجز ازليت و قدم پيجوئى كنند عدم خواهد بود . و اين معنى گفتارى است كه گويند : « خدا بوده است و هيچ چيز با وى وجود نداشته است . » او هم اكنون نيز بر همان شيوهايست كه پيش از اين بوده است . و هم اين معنى موافق گفتار لبيد ( شاعر ) در اين مصراع است كه پيامبر خدا ( ص ) نيز آن را تصديق كرده است : « آگاه باش ، هر چيز بجز خدا باطل است . » فرقهء مزبور گويند : بنابر اين هر كه توحيد گوى خدا باشد « و او را توصيف كند [ 2 ] » در حقيقت در برابر موجد [ 3 ] قديمى كه معبود اوست ، بموجد [ 4 ] جديدى ( محدث ) كه خود او و توحيد جديدى ( محدث ) كه فعل اوست قائل شده است . و ما ياد آور شديم كه معنى توحيد نفى كردن عين حدوث است و حال آنكه عين حدوث هم اكنون ثابت و بلكه متعدد است و بنابر اين اين گونه توحيد گوئى بمنزلهء انكار و دعوى كاذبى است مانند كسى كه به ديگرى كه هر دو در يك خانهاند بگويد : در خانه جز تو كسى نيست . پيداست كه زبان حال ديگرى اين است كه بگويد : اين گفتار درست - نيست مگر اينكه تو معدوم شوى . و برخى از محققان گفتهاند : در اصول اين گفتار
--> [ ( ) ] ج - حضرت غيب مضاف كه به دو گونه تقسيم شود : يكى آنكه بغيب مطلق نزديكتر است و عالم آن جهان ارواح جبروتى و ملكوتى يعنى عالم عقول و نفوس مجرد است . د - و ديگر آنكه به شهادت مطلق نزديكتر است و عالم آن جهان مثال است و آن را عالم ملكوت نامند . ه - حضرت جامع حضرتهاى چهارگانهء مذكور و عالم آن جهان انسان جامع بجميع عوالم و آنچه در آن است باشد پس عالم ملك مظهر عالم ملكوت است و اين عالم مثال مطلق است و عالم مثال مطلق مظهر عالم جبروت يعنى عالم مجردات است و عالم مزبور خود مظهر عالم اعيان ثابت است و اعيان ثابت مظهر اسماء الهى و حضرت و احديت است و حضرت و احديت مظهر حضرت احديت باشد ( از تعريفات جرجانى ) و رجوع به « رسالهء شرح مراتب توحيد و مصطلحات عرفا » منسوب به محى الدين نسخهء خطى كتابخانهء مجلس شوراى ملى شود . [ 1 - ) ] « الضلال » در چاپ پاريس غلط و صحيح « الظلال » است . [ 2 - ) ] در نسخهء « ينى جامع » نيست . [ 3 ، 4 - ) ] در نسخهء « ينى جامع » چنين است : كسى كه توحيد - گوى خدا باشد به موحد محدثى كه نفس او باشد و توحيد محدثى كه فعل او باشد و موحد قديمى كه معبود او باشد قائل است .