ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

970

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مجاهدتى براى او حالى « وجد » دست مىدهد كه نتيجهء آن مجاهدت است . و اين حال يا از نوع عبادت است كه رسوخ مىكند و براى مريد مقامى مىشود و يا عبادت نيست [ 1 ] و بلكه صفتى است كه براى نفس حاصل آمده است مانند : اندوه يا شادى يا خستگى يا جز اينها از مقامات . و مريد پيوسته از مقامى بمقام ديگر ارتقا مىيابد تا سرانجام بمقام [ 2 ] توحيد و معرفت نائل مىشود كه غايت مطلوب براى سعادت است . پيامبر ( ص ) مىفرمايد : « كسى كه بميرد و بكلمهء توحيد ( لا الله الا الله ) شهادت دهد داخل بهشت مىشود . » بنابر اين مريد ناگزير بايد همهء اين مراحل را بپيمايد و بمقام برتر ترقى كند و اصل همهء مقامات مزبور طاعت و اخلاص است ، ولى ايمان مقدم بر آنها و پيوسته همراه آنهاست و احوال و صفات از آنها پديد مىآيد كه نتايج و ثمرات مىباشند و آنگاه از آنها پى در پى صفات و احوال ديگرى دست مىدهد تا به مقام توحيد و عرفان مىرسد . و هر گاه در ثمره و نتيجهء عمل مريد كوتاهى يا خللى روى دهد درمىيابد كه اين امر از ناحيهء كوتاهى در عمل پيشين وى بوده است و همچنين است در خاطره‌هاى نفسانى و واردات قلبى . از اين رو مريد ناگزير بايد بمحاسبهء نفس خويش پردازد و كليهء اعمال خود را پيجوئى كند و بحقايق آنها در نگرد ، زيرا بدست آمدن نتايج اعمال امرى ضرورى است و قصور آنها از خللى كه بدان راه يافته نيز چنين است . و مريد اين كيفيات را به ذوق [ 3 ] خود در مىيابد و براى يافتن اسباب آن بمحاسبهء نفس مىپردازد . و بجز گروه اندكى از مردم ديگران در « محاسبهء نفس » با صوفيان شركت نمىجويند ، زيرا غفلت از آن به حدى است كه گوئى جنبهء عمومى دارد . و هدف

--> [ 1 - ) ] در « پ » مىباشد . [ 2 - ) ] مقام در نزد صوفيان عبارت از ملكه است و ملكه قدرت بر هر چيزى است هر گاه اراده كند بىآنكه به فكر نيازمند شود و يا امر بر او دشوار گردد . ( از رسالهء كلمة التصوف ص 292 تأليف سهروردى ) نسخهء خطى كتابخانهء مجلس شوراى ملى . [ 3 - ) ] در تداول عرفان و تصوف عبارت از نورى عرفانى است كه حق بتجلى خود آن را در دلهاى دوستان خويش مىافكند و بدان حق را از باطل باز مىشناسند بىآنكه اين شناسائى را از كتابى بجويد ( از تعريفات جرجانى ) و رجوع به شرح منازل السائرين ملا عبد الرزاق كاشانى ص 192 شود .