ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
691
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آغل گوسفندان خود قرار داد و ابراهيم ، ص ، بارها براى زيارت وى از شام بدان ناحيه رفت و در آخرين ديدار فرمان يافت تا در محل آن آغل خانهء كعبه را بنيان نهد ، ابراهيم آن را بنا كرد و از اسماعيل نيز در اين باره يارى جست و مردم را به حج گزارى آن دعوت كرد و اسماعيل در آن همچنان سكونت داشت و چون مادرش هاجر درگذشت [ ويرا در آنجا دفن كرد و همواره به خدمت در آنجا ادامه ميداد تا آنكه جان بجان آفرين تسليم كرد و در كنار مادرش ويرا به خاك سپردند ] [ 1 ] و پس از وى فرزندانش با داييهايشان از خاندان جرهم به كار خدمت خانهء كعبه همّت گماشتند . و سپس عمالقه خدمتگزار آن شدند و وضع بدين منوال ادامه داشت و مردم از هر قوم و طايفه و از همهء نواحى جهان بسوى آن ميشتافتند خواه از خاندان اسماعيل يا جز آنان از كسانى كه با ايشان نزديكى داشتند يا دور بودند چنان كه گويند تبابعه براى حج گزارى بكعبه مىرفتند و آن را گرامى مىداشتند و يكى از تبعها ( موسوم به قيار اسعد ابو كرب ) [ 2 ] بر روى كعبه پارچههاى نرم [ 3 ] و جامههاى مخطط يمانى پوشانيد و فرمان داد كه آن خانه را پاك نگهدارند و براى آن كليدى قرار داد ، و نيز نقل شده است كه ايرانيان حج مىكردند و بكعبه نزديكى ميجستند و دو آهوى زرينى كه عبد المطلب هنگام كندن زمزم يافته بود از قربانيهاى آنان بوده است . و پس از فرزندان اسماعيل همچنان خاندان جرهم بنام دايى بودن فرزندان اسماعيل بر مكه فرمانروايى داشتند و عهدهدار امور كعبه بودند تا آنكه قبيلهء خزاعه آنان را بيرون كردند [ 4 ] پس از ايشان در آن اقامت گزيدند تا وقتى كه خدا ميخواست . سپس فرزندان اسماعيل فزونى يافتند و پراكنده شدند و منشعب بقبيلهء كنانه شدند . و آنگاه كنانه به قبيلهء قريش و قبايل ديگرى منشعب شدند و طرز
--> [ 1 - ) ] از « پ » [ 2 - ) ] از « پ » [ 3 - ) ] ترجمهء ملاء ( م ) ج ، ملاءة بمعنى هر جامهء نرم و چادر يك لخت . و جامههاى مخطط يمانى ترجمهء وصائل است . رجوع به منتهى الارب شود . [ 4 - ) ] از « ينى » .