ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

942

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

اعتقاد پيدا كنى و هم به نيك و بد سرنوشت ( قدر ) ايمان آورى » و اينها عبارت از همان عقايد ايمانى مىباشد كه در علم كلام بيان شده‌اند . و اينك به اجمال به آنها اشاره مىكنيم تا حقيقت اين فن و كيفيت حدوث آن بر تو روشن شود : بايد دانست چون شارع ما را به ايمان آوردن به آفريننده‌اى فرمان داد كه همهء افعال را به وى باز گردانده و ويرا در كليهء آنها يگانه و منفرد كرده است چنان كه ياد كرديم و ما را آگاه ساخت كه رستگاريمان هنگام فرا رسيدن مرگ در اين ايمان است ما را به كنه حقيقت اين آفريننده آگاه نساخت ، زيرا چنين امرى براى ادراك ما دشوار و برتر از كيفيتى است كه ما در آن هستيم ، از اين رو ما را مكلف ساخت كه نخست معتقد شويم آن آفريننده ذاتا منزه از مشابهت با مخلوقات است و گر نه درست نبود كه او آفريننده ايشان باشد ، زيرا بر حسب چنين فرضى فرقى ميان او و مخلوقات وجود نمىداشت . سپس بما دستور داد كه آفريننده را از صفات نقص منزه بدانيم و گر نه آن وقت به مخلوقات شباهت مىيافت . و آنگاه ما را به يگانگى در خدائى او امر فرمود و گر نه بسبب تمانع [ 1 ] آفرينش انجام نمىيافت ، پس از آن دستور داد كه معتقد باشيم آن آفريننده داناى تواناست چه به اين صفت انجام يافتن افعال « مخلوق » براى كمال ايجاد و آفرينش گواه « اجراى » احكام اوست . و هم داراى اراده است و گر نه هيچ يك از مخلوقات نسبت به ديگرى خصوصيت و امتياز نمىيافت . و نيز او سرنوشت هر موجودى را تعيين مىكند و گرنه اراد حادث « مخلوق » است . و او پس از مرگ به منظور تكميل عنايت خود به ايجاد آفرينش [ نخستين ] [ 2 ] ما را زنده مىكند [ و اگر خلقت آدميان صرفا براى نيستى

--> [ 1 - ) ] يك ديگر را منع كردن و زد و خورد و تعارض اراده‌ها . [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت كلمهء اتحاد غلط و بطور كلى عبارت مغشوش است .