ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
688
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
را در ناحيهاى كوهستانى يا در ميان ملتى پرجمعيت بنيان نهند تا هنگامى كه بشب در آيندهاى از دشمن به شهر ميتازد بمنزلهء فريادرسى براى آن باشد ، زيرا اگر شهرى را در كنار دريا بنيان نهند و در پيرامون آن اجتماعاتى از قبايل و خداوندان عصبيت نباشد يا محل بناى آن را در كوهستان مستحكمى قرار ندهند آن وقت در معرض خطر غافلگير كردن و شبيخون زدن دشمن واقع خواهد گرديد و تسخير آن بوسيلهء نيروى دريايى براى دشمن آسان خواهد بود و به سهولت برخى از كنارهها و جوانب آن را به خود ملحق خواهد ساخت چه دشمن از وجود فريادرسى براى شهر در امان خواهد بود ( تا هنگام حملهء دشمن از هر سوى به يارى آن برخيزند ) [ 1 ] و شهرنشينانى كه بآرامش و تنپرورى عادت كردهاند حس دفاع و مبارزه را از دست ميدهند و قادر بجنگ كردن نميباشند . مانند اسكندريه در مشرق و طرابلس در مغرب و شهرهاى بونه و سلا . ولى هنگامى كه قبايل و عصبيتها در نزديك آن باشند و در موقع لزوم به فرياد رسى آن برخيزند و نيز به علت بنيان نهادن آن در پشتهها و نقاط بلند كوهها عبور از راههاى دشوار آن براى دشمن ممتنع باشد ، آن وقت همين وضع بمنزلهء نگهبان آن از دستبرد دشمنان خواهد بود و از حملهء به آن نوميد خواهند گرديد چه از راه دشوار آن دچار رنج خواهند شد و از قبايل پيرامون آن وحشت خواهند داشت . چنان كه سبته و بجايه و شهر قل با همهء كوچكى بر اين صفتند و تسخير آنها بسيار دشوار است . از اينجا ميتوان فهميد كه چرا اسكندريه را از روزگار دولت عباسيان مرز ميناميدند و در شمار سرحدها ميآوردند با آنكه دعوت اسلام بما وراى آن مانند برقه و افريقيه هم رسيده بود زيرا بيم آن ميرفت كه به علت سهولت تسخير آن از راه دريا مورد هجوم قرار گيرد و به همين سبب ، و خدا داناتر است ، در دوران ملت اسلام شهرهاى اسكندريه و طرابلس چندين بار مورد حملهء دشمن واقع شده است [ 2 ]
--> [ 1 - ) ] از « ينى » . [ 2 - ) ] چاپهاى مصر و بيروت بدينسان پايان مىيابد : « و خداى تعالى داناتر است » و صورت متن از « ينى » و « پ » است .