ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
909
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آنها بجز در همان موطن و بلاد خودشان وجود ندارد . چنان كه كتب شيعه در كشورهاى خودشان و در هر جا كه به تشكيل دولتى موفق شدهاند خواه در مغرب يا در مشرق و يمن ، متداول است . كتب خوارج نيز چنين است و هر يك از اين فرقهها داراى كتب و تأليفات و عقايد غريبى در فقه ميباشند . اما امروز بسبب از ميان رفتن ائمهء ظاهريه و مخالفت اكثريت مردم با منتسبان بدان ، مذهب آنان پيروانى ندارد و عقايدشان تنها در كتب باقى مانده است و چه بسا كه گاهى بسيارى از پيروان باطل [ 1 ] كه بتكلف خود را بمذهب ايشان منتسب مىكنند در كتب آنان به تحقيق مىپردازند و سرانجام هم سود بزرگى بدست نميآورند [ 2 ] و با مخالفت و انكار اكثريت مردم روبرو ميشوند و گاهى هم كسانى بسبب فرا گرفتن دانش از كتب اين فرقه بىآنكه از معلمانى يارى جويند ، در زمرهء اهل بدعت بشمار مىآيند . چنان كه ابن حزم در اندلس با پايهء ارجمندى كه در حفظ حديث داشت بچنين سرنوشتى دچار شد چه او بمذهب ظاهريه رجوع كرد و چنان كه خود مىپنداشت در اقوال و عقايد ايشان بمرحلهء اجتهاد رسيد و در آن مذهب مهارت يافت و با داود پيشواى آن فرقه بمخالفت برخاست و متعرض بسيارى از پيشوايان مسلمانان شد . از اين رو مردم بر وى خشم گرفتند و بيش از حد مذهب او را انكار كردند و مورد تقبيح قرار دادند و كتب ويرا فرو گذاشتند بحديكه از فروختن آنها در بازارها ممانعت ميشد و گاهى هم آنها را پاره مىكردند و اكنون بجز مذاهب اهل رأى عراقيان و اهل حديث حجازيان مذهب ديگر بجاى نمانده است . اما پيشواى عراقيان ابو حنيفهء نعمان بن ثابت است كه مذاهب ايشان بوسيلهء
--> [ 1 - ) ] در ( پ ) « بطالين » و در نسخهء خطى « ينى جامع » « باطلين » و در چاپهاى مصر و بيروت « طالبين » است و من نسخهء « ينى جامع » را ترجيح دادم . [ 2 - ) ] در بيشتر چاپها « لا يخلو بطائل » ، است ولى صحيح « لا يحلو » است كه در چاپ دار الكتاب اللبنانى و نسخهء « ينى جامع » آمده است و صاحب اقرب الموارد آرد : « لم يحل منه بطائل » اى لم يستفد منه فايدة كبيرة .