ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
684
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
زيانها ( از قبيل نگهبانى از دستبرد دزدان و هجوم آوران ) و هم جلب منافع و آسان كردن ( مرافق ) راه آبها و جز اينها مراعات شود . چنان كه براى نگهبانى شهر از زيانهاى ( احتمالى ) در گرداگرد خانههاى آن حصارها و بارههايى ميسازند و بايد جايگاهى را براى ساختن شهر در نظر گيرند كه نسبت بمكانهاى ديگر بلندتر باشد چنان كه يا آن را بر روى پشته و تپهاى كوهستانى كه بر آمدن به آن دشوار باشد بنا كنند و يا دريا يا رودخانهاى گرداگرد آن را فرا گرفته باشد چنان كه براى رفتن به آن جز از روى پلهاى كوچك و بزرگ نتوانند عبور كنند و رسيدن بدان براى دشمن دشوار باشد و بر حصانت و استحكام آن ( از راه منطقهاى طبيعى ) افزوده شود . و از نكاتى كه براى حمايت آن از آفات آسمانى مراعات مىشود ، خوشى هوا براى سالم ماندن از بيماريهاست ، زيرا اگر هوا راكد و ناپاك باشد يا شهر در نزديك آبهاى تباه و حوضچههاى ناسالم يا چراگاههاى ناپاك و پليد قرار گيرد بسبب مجاورت بسرعت عفونت بدان راه خواهد يافت و در نتيجه ( موجودات زنده ) يا جانوران آن بيدرنگ دچار بيماريها خواهند شد ، چنان كه اين وضع را در بعضى از نواحى مشاهده ميكنيم ، و شهرهايى كه در آنها خوبى هوا مراعات نميشود سرانجام مردم آنها دچار امراض گوناگون ميگردند و شهرى كه بدين صفت در ناحيهء مغرب مشهور است ، شهر قابس از نواحى جريد در افريقيه مىباشد كه توان گفت ساكنان يا واردشوندگان بدان به هيچ رو از چنگال تب عفونى رهايى نمييابند . و چنان كه ميگويند اين وضع بعدها در آن شهر روى داده و از آغاز بدينسان نبوده است . بكرى در سبب پديد آمدن بيمارى مزبور گفته است : در شهر قابس چاهى يافتهاند كه در درون آن ظرف مسينى بوده و آن ظرف را با قلع مهر كرده بودهاند و همين كه مهر آن را برداشتهاند دودى از آن به فضا صعود كرده و سپس پايان يافته است و اين حادثه مبدأ بيماريهاى تب دار در آن شهر مىباشد .