ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

872

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

( باز شناختن ) آغاز ميگردد چه او پيش از تمييز به كلى از دانش بىبهره است و در زمرهء جانوران بشمار مىرود و به مبدأ تكوين خويش از قبيل نطفه و علقه و مضغه [ 1 ] پيوسته است و آنچه پس از اين مراحل براى او حاصل مىشود به علت آن است كه خدا مشاعر حس و افئده ( انديشه ) را در نهاد او مىآفريند . خداى تعالى در اينكه بر ما منت گذارده است ميگويد : « براى شما گوش و ديدگان و افئده ( دلها ) آفريد چه او در حالت نخستين و پيش از تمييز ( حس كردن ) هيولائى بيش نيست و از همهء دانشها و معرفت‌هايى - خبر است آنگاه صورت آن هيولا از راه دانشهائى كه آنها را بوسيلهء آلات و ابزار بدن خود كسب مىكند كمال مىپذيرد و ذات انسانى او در وجود خودش بكمال ميرسد و بگفتار خداى تعالى در مبدأ وحى به پيامبرش درنگر كه چه فرمود : « بخوان بنام پروردگارت كه آفريد ، انسان را از خون بسته خلق كرد ، بخوان و پروردگار تو كريم‌تر است ، آنكه نوشتن را با قلم بياموخت ، انسان را آنچه نمىدانست ياد - داد » [ 2 ] . يعنى پس از مرحله‌اى كه خون بسته و تكهء گوشتى بيش نبود او را بكسب دانشهائى واداشت كه براى وى حاصل نشده بود ، بنابر اين طبيعت و ذات انسان كه عبارت از مراحل جهل ذاتى و دانش كسبى اوست بر ما كشف گرديد و آيهء كريمه كه خدا در آن بر ما منت گذارده است بنخستين مراتب وجود انسان و دو حالت فطرى و كسبى او در آغاز تنزيل و مبدأ وحى اشاره كرده است ، و خدا باشد داناى حكيم . ] [ 3 ]

--> [ 1 - ) ] اشاره بآيهء : فَإِنّا خَلَقْناكُمْ من تُرابٍ ثُمَّ من نُطْفَةٍ ثُمَّ من عَلَقَةٍ ثُمَّ من مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ 22 : 5 ، سورهء الحج آيهء 5 - كه ترجمهء آن چنين است : « همانا شما را آفريديم از خاك پس از منى پس از پارچهء خون بسته پس از پارچهء گوشتى تمام خلقت و غير تمام خلقت » [ 2 - ) ] اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ من عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ 96 : 1 - 5 . سورهء العلق . [ 3 - ) ] وَ كانَ الله عَلِيماً حَكِيماً 4 : 17 . سورهء النساء آيهء 21 و 94 و 105 و 111 و 168 و آيهء 4 سورهء الفتح . تا اينجا از چاپ ( پ ) ترجمه شد .