ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

681

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

فصل چهارم در اينكه يادگارها و بناهاى بلند بسيار بزرگ در دوران يك دولت بتنهايى بنيان نهاده نميشود زيرا چنان كه ياد كرديم بنيان نهادن چنين بناهايى نياز بهمكارى و همدستى نيروهاى بشرى دارد و گاهى ساختمانهاى عظيم به حدى بزرگ است كه با نيروهاى بشر هر چند با ابزار و چرخ ( ماشين ) و نيروهاى مفرد يا مضاعف هم توأم شود در ( عصر يك سلطان ) بپايان نميرسد و چنان كه گفتيم نياز به نيروهاى ديگرى به همان ميزان در زمانهاى پياپى دارد تا بپايان برسد ، اين است كه پادشاه نخستين پايه - گذارى آن را آغاز مىكند و پادشاه دوم و سوم پياپى ساختمان آن را دنبال ميكنند و هر يك از آنان بناى آن را بوسيلهء كارگران بسيار و همدستى گروه عظيمى تكميل ميكنند تا منظور اساسى حاصل مىشود و بناى آن پايان مىيابد . و چنان به نظر آيندگان ميآيد كه آنها را يك دولت بنيان نهاده است . و نظرى بروايات مورخان دربارهء ساختمان سد مأرب [ 1 ] بينداز كه چگونه سبا پسر يشجب آن را بنيانگذارى كرد و هفتاد نهر بسوى آن روان ساخت ولى مرگ به وى مهلت نداد كه آن را بپايان برساند و از اين رو پادشاهان حمير ، پس از وى آن را تمام كردند . و نظير اين را دربارهء ساختمان قرطاجنه ( كارتاژ ) و كاريز آن كه بر طاقهاى عادى [ 2 ] سوار است روايت ميكنند . و بيشتر بناهاى بزرگ باحتمال قوى بر اين شيوه است و گواه بر آن ساختمانهاى بزرگى است كه در عهد خودمان مشاهده مىشود و مىبينيم كه يك پادشاه پايه گذارى و بنيان نهادن آن را آغاز مىكند و هر گاه يادگار او را پادشاهان

--> [ 1 - ) ] مأرب : بلاد و شهرهاى ازد . ( منتهى الارب ) [ 2 - ) ] منسوب به قوم عاد و كنايه از كهنه و قديمى . ( از اقرب الموارد ) .