ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
862
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
مقدم داشتن چيزى كه بايد مؤخر آورده شود امكانپذير نيست . و مبدأ ( سبب يا علت يا شرط ) مزبور گاهى داراى مبدأ ديگريست كه ممكن نيست ايجاد گردد مگر آنكه متأخر از مبدأ نخستين واقع شود و گاهى از اين مرتبه هم در ميگذرد و سپس انجام مىيابد . پس هر گاه به آخرين مبادى خواه دو يا سه مرتبه يا فزونتر منتهى شود و كارى كه مسبب ايجاد آن مىباشد آغاز گردد ، آن وقت بايد آخرين مبدئى كه انديشه بدان منتهى شده است آغاز شود و بنابر اين مبدأ مزبور آغاز كار خواهد بود و سپس مبدأ پس از آن تا آخر مسببها و شرايطى كه نخستين انديشهء او بشمار ميرفتند . مثلا كسى كه دربارهء ايجاد سقفى بينديشد نخست ذهن او بساختن ديوار منتقل ميگردد و سپس پايه و بنيانى را در نظر ميآورد كه ديوار بر آن پايه گذارى مىشود . [ 1 ] پس پاى بست آخرين انديشهء اوست آنگاه در عمل از پاى بست آغاز مىكند و سپس بساختن ديوار ميپردازد و سرانجام سقف را بنا مىكند و بنابر اين ساختن سقف آخرين عمل مىباشد اين است معنى گفتارى كه گويند : آغاز كار پايان انديشه و آغاز انديشه پايان كار است . پس عمل انسان در خارج جز به يارى انديشيدن در مرتبههاى ياد كرده پايان نمىپذيرد ، زيرا هر يك از مراتب مزبور بر ديگرى متوقف مىباشد و پس از انديشيدن در مرتبههاى مزبور عمل آغاز ميگردد و نخستين انديشه آخرين مسبب است كه در عمل آخرين همهء مبادى است و نخستين عمل نخستين مسبب است كه در انديشه مؤخر از همه مىباشد و به علت آگاهى بر اين ترتيب در افعال بشرى انتظام حاصل ميگردد . و اما افعال جانوران ديگر داراى انتظام نيست ، زيرا از انديشهاى كه به يارى آن كنندهء كار نظم و ترتيب را درمىيابد بىبهره ميباشند ، چه دريافت جانوران تنها بوسيلهء حواس است و ادراكات آنها پراكنده و تهى از پيوند و رابطه است . از اين رو
--> [ 1 - ) ] سعدى گويد : اول انديشه و آنگهى گفتار * پاى بست آمده است پس ديوار .