ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
857
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
همواره قانونى علمى حاصل مىشود كه از آن ملكه مستفاد مىباشد . و به همين سبب از استوارى در آزمايشها و تجربهها فايدهء خردى ( خاص ) نصيب او مىشود . ملكههائى كه از هنرها حاصل مىشود نيز مايهء خردى حاصل مىكند و هم تمدن كامل عقلى « و معنوى » به وى ارزانى مىدارد ، زيرا چنين تمدنى از يك رشته صنايع دربارهء امور زيرين تشكيل مييابد : تدبير منزل « خانه دارى » و معاشرت با همنوعان و بدست آوردن آداب آميزش با آنان و سپس انجام دادن تكاليف دينى و مراعات كردن آداب و شرايط آن . و اينها همه قوانينى هستند كه از آنها علومى تنظيم مىيابد و بالنتيجه از دانشهاى مزبور فزونى خرد حاصل مىشود . ولى نوشتن از ميان همهء صنايع براى اين منظور يعنى فزونى خرد سودمندتر است ، زيرا اين فن مشتمل بر علوم و نظرها مىباشد در صورتى كه صنايع ديگر چنين نيست ، و شرح اين اجمال اين است كه در نوشتن نوعى انتقال از اشكال خطى حروف به كلمههاى لفظى متمركز در خيال و از كلمههاى متمركز در خيال به معانى متمركز در نفس است . [ و بنابر اين نويسنده در حال نوشتن همواره از دليلى بدليل ديگر منتقل مىشود و نفس رفته رفته بدان خو ميگيرد ] [ 1 ] و در نتيجه براى نفس ملكهء انتقال از دليلها به مدلولها حاصل مىشود و معنى نظر عقلى كه بدان علوم مجهول اكتساب مىشود همين است . چنان كه نفس بوسيلهء ملكهء مزبور ملكهاى تعقلى بدست ميآورد كه بر خرد افزوده مىشود و بدان فزونى قوهء هوشمندى و زيركى در كارها بسبب خو - گرفتن نفس به انتقال « از دليل بمدلول با نظر عقلى » حاصل مىگردد . به همين سبب انوشيروان هنگامى كه دبيرانش را در آن هوشمندى و زيركى ديد ، گفت : ديوانه يعنى شياطين و جنون . و گويند اين كلمه اصل اشتقاق ديوان كاتبان است .
--> [ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپ ك نيست .