ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

843

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و اندلس استنساخ شده است در نهايت استوارى و درستى و اتقان است و متون كهنه‌اى كه در اين روزگار در دست مردم گيتى باقيست گواهى ميدهد كه دانشمندان و هنرمندان آن دوران در اين باره به آخرين مرحلهء كمال رسيده‌اند و مردم جهان تا اين عصر از آنها نقل ميكنند و از لحاظ نفاست نسخه‌ها از سپردن آنها به ديگرى بخل ميورزند . ولى در اين روزگار آن رسوم و شيوه‌ها به كلى از مغرب و مغربيان رخت بربسته است ، زيرا فنون خط و ضبط و روايت بسبب نقصان عمران در آن سرزمين و خوى باديه‌نشينى مردم آن رو بزوال نهاده است و كار به جائى كشيده كه امهات و ديوانهاى علمى را با خطوط باديه‌نشينان مىنويسند و طلاب بربر آنها را از كتابهاى پر غلط با خط پست و فساد فراوان و تصحيف استنساخ ميكنند و آن وقت كسى كه بخواهد اين گونه كتابها را بخواند و بتحقيق پردازد كار بر او دشوار مىشود و جز بندرت هيچ سودى از آنها بدست نمىآورد . و نيز بسبب اين وضع بفتوى نيز خلل راه يافته است ، زيرا بيشتر اقوالى كه از گذشتگان نقل ميكنند و به آنان نسبت ميدهند از پيشوايان مذهب روايت نشده است بلكه آنها را از همين ديوانها بىتحقيق و همچنانكه هست فرا ميگيرند و همين شيوه در تأليف نيز دنبال مىشود و برخى از پيشوايان آنان كه بتأليف ميپردازند به علت نداشتن بصيرت بفن تأليف و نبودن هنرها و فنون وافى براى اين منظور كتبى كم ارزش تأليف ميكنند . و از اين فن در اندلس بجز بقايائى بجاى نمانده است كه رو به نيستى ميرود و در شرف نابودى است ، و نزديك است دانش به كلى از مغرب رخت بربندد و خدا بر كار خود غالب است ، [ 1 ] ولى بر طبق اخبارى كه بما رسيده است هم اكنون در مشرق فن

--> [ 1 - ) ] آيه در چاپهاى مصر و بيروت افتاده و آخر فصل چنين است : « و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و توفيق با اوست »