ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
677
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
غوغاگرى و سرپيچى دارند و برآنند كه دولت و فرمانروايى را از زمامداران آن باز گيرند بر آن استيلا مىيابند و آن را براى غلبه يافتن بر دولت بمنزلهء دژ استوارى تلقى ميكنند زيرا غلبه يافتن بر يك شهر بزرگ بىنهايت دشوار و مشقت بار است و شهر بمثابه لشكريان بىشمارى مىباشد ، چه جنگاوران از بالاى برج و باروها و در پناه حصارهاى استوار نبرد ميكنند و به لشكريان فراوان و گروههاى عظيم پيكارجو نيازى ندارند به علت آنكه احتياج به نيروهاى لشكرى و دستههاى بزرگ در جنگها از نظر پايدارى ( در برابر دشمن ) است از اين رو كه هنگام تاختن بر دشمن پس از حملهء هر دسته ، دستهء ديگر بميدان مىشتابد ( و با پايدارى و همكارى ميجنگند ) [ 1 ] در صورتى كه براى پيكارجويانى كه از بالاى برج و باروهاى شهر بزرگى نبرد ميكنند همان استحكامات و برج و باروها بمنزلهء بهترين وسيلهء پايدارى است و مجبور نميشوند گروههاى بسيار و افراد بىشمارى را بجنگ وادارند ، چه حال آن شهر و ستيزهجويانى كه آن را پناهگاه خويش ميسازند خود از موجباتى است كه پشت ( امت ) ملت مهاجم را ميشكند و نيروى جنگى دولتى را كه آهنگ استيلا يافتن بر آن شهر دارد سركوب مىكند . از اين رو دولتى كه تشكيل مىيابد هر گاه در اطراف و جوانب خود شهرهايى بيابد بيدرنگ بر آنها استيلا مىيابد تا [ از پناه بردن ستيزهجويان بدانها و پديد آمدن شكاف بزرگى در فرمانروايى ممانعت كند و ] خود را از دستبرد غوغاگران مصون دارد . و هر گاه در ميان قبايل وابسته به آن دولت شهر بزرگى وجود نداشته باشد دولت مزبور ناچار براى دو منظور باحداث چنين شهرى همت ميگمارد : نخست تكميل اجتماع خود و فرو - نهادن بارهاى سنگين صحراگردى در آن شهر . دوم اينكه از اين راه سدّ بزرگى در برابر آنان كه آهنگ غلبهجويى و سرپيچى دارند از طوايف و گروههاى منسوب به خود بوجود آورد . پس آشكار شد كه تشكيل دادن پادشاهى و دولت خوانندهء
--> [ 1 - ) ] در اينجا اختلاف نسخ فاحش بود و از مجموع آنها اين عبارات ترجمه شد .