ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
819
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
پيوستگى و چسبيدگى آن به رحم جدا ميگردد و همهء اينها دردهائى است كه بر شدت درد زائيدن ميافزايد و معنى طلق [ 1 ] همين است . در اين هنگام قابله ( ماما ) مادر را تا حدى بوسيلهء ماليدن پشت و رانها و اعضاى پائين و محاذى رحم يارى ميدهد و از اين راه به عمل و خاصيت قوهء دافعهء جنين كمك مىكند ، و تا حد امكان و بر حسب معرفتى كه او را بدشوارى زائيدن زن رهبرى مىكند در تسهيل كار او ميكوشد تا دردها و مشقات ويرا تخفيف دهد ، آنگاه پس از وضع حمل ميان جنين و رحم پيوندى ( جفت ) باقى ميماند كه جنين از آن در زهدان تغذيه مىكند و از ناف وى به رودهاش پيوسته است . و اين پيوند ( جفت ) عضو زايدى است كه بويژه براى تغذيهء نوزاد است و ماما بايد آن را آنچنان قطع كند كه از جايگاه زايد تجاوز نكند و به رودهء نوزاد يا زهدان مادر زيان نرساند و سپس محل جراحت را يا بوسيلهء داغ كردن [ 2 ] و يا بديگر انواع بهبود و درمان مرهم نهد . سپس بايد دانست كه جنين هنگامى كه از اين مجراى تنگ بيرون ميآيد داراى استخوانهاى نرم و تازهايست كه به سهولت قابل انعطاف و خميدگى است و چه بسا كه به علت نزديكى زمان تكوين و رطوبت مواد ، شكل اعضا و هيئت آنها تغيير مىيابد ، از اين رو ماما او را مالش ميدهد و در اصلاح او ميكوشد تا هر عضوى به شكل طبيعى و وضعى كه بدان تعيين شده است باز گردد و خلقت وى راست شود . آنگاه ماما بسوى زچه [ 3 ] باز ميگردد و براى بيرون آمدن پردههاى جنين او را به نرمى مالش ميدهد ، زيرا گاهى ممكن است پردههاى مزبور اندكى دير خارج شود و آن وقت بيم آن ميرود كه ماسكه پيش از آنكه پردهها كاملا خارج شوند
--> [ 1 - ) ] طلق ( بفتح ط ) بمعنى درد زائيدن است و بمعانى : خندان و گشادهرو و روز خوش نه گرم و نه سرد نيز آمده است و اطلاق كلمه بر درد زائيدن از نظر تفاؤل است ( اقرب الموارد و منتهى الارب ) . [ 2 - ) ] در قديم جراحات را بجاى پانسمان كه در عصر حاضر متداول است داغ ميكردهاند چنان كه مثل معروفى است « آخر الدواء الكى » . [ 3 - ) ] ترجمهء « نفساء » به معنى زن زائيده است كه صاحب منتهى الارب آن را « زچه » ترجمه كرده و در خراسان « زاوو » ميگويند .