ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

809

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

معتدل شود نگهميدارند و حرارت شديدى را كه تباه كنندهء بهم پيوستن است از دست بدهد ، آنگاه كه باندازهء لازم نگهدارى شود آن را روى ديوارها آنقدر مىمالند تا بهم جوش خورد . ديگر از صنايع بنايى زدن سقف بناست چنان كه ستونهاى استوار تراشيده يا ساده روى دو ديوار اطاق ميكشند و بالاى آنها تخته‌هائى كه هم نجار آنها را تراشيده است ميخكوب ميكنند [ 1 ] و آن وقت روى آنها خاك و آهك ميريزند و آنها را با كوبه درهم ميفشرند تا اجزاى خاك و آهك بهم درآميزد و جوش خورد و سپس روى اين طبقهء آهك و خاك را به آهك مياندايند همچنان كه ديوارها را آهك‌اندود ميكنند . ديگر از صنايع بنايى كه مربوط به آرايش و تزيين بناهاست ساختن اشكال برجسته بوسيلهء گچ بريست ، بدينسان كه گچ را با آب مخلوط ميكنند و پس از آنكه مىبندد و هنوز نمناك است با پرماه آهنى اشكال و نقوش متناسبى از آن ميسازند و آنقدر روى آن كار ميكنند كه رونق و شادابى خاصى پيدا مىكند . و گاهى هم روى ديوارها را با تكه‌هاى مرمر يا آجر يا سفال يا صدف و يا شبه آن آرايش ميدهند ، چنان كه اجزاى متساوى متجانس يا مختلفى از آنها جدا ميكنند و آنها را بنسبتها و اندازه‌هائى كه خودشان ميدانند در آهك مىنشانند . پس از ساختن ديوار آنقدر زيبا به نظر ميآيد كه گوئى منظره‌اى از بوستان آراسته بگلهاست . از جملهء هنرهائى كه در بنايى به كار مىبرند ساختن چاهها و حوضها براى جريان آب در منازل است كه پس از اين گونه منابع آب حوضخانه‌هائى ميسازند و در آنها حوضچه‌هاى بزرگى از مرمر در نهايت استوارى ميتراشند و در وسط آنها

--> [ 1 - ) ] كلمه « دسار » ( بكسر د ) كه بمعنى ميخ است در چاپهاى مختلف بصورتهاى « دسائر » و « دساتر » و « دسانر » آمده است و در چاپ پاريس « دساتر » است و به همين سبب دسلان نوشته است اين كلمه در كتب لغت پيدا نشد ، ولى بمعنى ميخ چوبين است . قياسا جمع دسار « دسر » است ، ولى ممكن است مؤلف كه غالبا كلماتى مخالف قياس به كار ميبرد آن را بر « دسائر » جمع بسته و بنابر اين صورت صحيح‌تر « دسائر » باشد .