ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
800
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
فصل بيست و يكم در اينكه تازيان از همهء مردم از صنايع دورتراند زيرا آنها در باديهنشينى ريشه دارتر و از اجتماع شهرنشينى و تمدن كه انسان را بصنايع و ديگر لوازم شهرنشينى جلب مىكند دورتراند و اقوام غير عرب مشرق و ملتهاى مسيحى ساحل درياى روم بيش از همهء مردم در صنعت مهارت دارند زيرا آنان در اجتماع شهرنشينى و تمدن ريشهدارتر و از اجتماع باديهنشينى دورتراند . حتى اين ملتها به كلى فاقد شتر هستند كه عرب را بر وحشيگرى و سكونت در دشتها و اصالت در باديهنشينى يارى مىكند و داراى چراگاههاى شتران و ريگزارهائى كه توالد و تناسل آنها را آسان مىكند نيز نميباشند ، اين است كه مىبينيم در زاد و بوم عرب و هم در سرزمينهائى كه آنها را در دوران اسلام متصرف شدهاند كليهء صنايع اندك و ناچيز است چنان كه مواد صنعتى را از اقطار ديگر بدان كشورها وارد ميكنند . بايد به ممالك غير عربى مانند چين و هند و سرزمين تركان و ملل مسيحى نگريست و ديد كه چگونه در ميان آنان صنايع توسعه دارد و از اين رو ملتهاى ديگر آنها را از - كشورهاى مزبور به خاك خود وارد ميكنند . و ملتهاى غير عرب مغرب از قبيل بربرها نيز از لحاظ صنايع مانند تازيانند ، زيرا از قرنها پيش زندگى باديهنشينى در ميان آنان نيز رسوخ يافته است و گواه بر اين امر اين است كه در سرزمين آنان شهرهاى اندكى بيش وجود ندارد چنان كه در فصول گذشته ياد آور شديم و به همين سبب صنايع در مغرب اندك است . و آنچه هم هست چندان مستحكم و ماهرانه نميباشد بجز آنچه [ 1 ] مربوط بصناعت پشم است از قبيل بافتن آن و دباغى پوست و ساختن كفش و مشك از آن ، ولى همين كه اقوام مزبور بشهرنشينى گرائيدند در صنايع ياد كرده مهارت يافتند و آنها را ببهترين مرحلهاى كه بايد تهيه شود رساندند ، زيرا ساختههاى آنان
--> [ 1 - ) ] در چاپ بيروت بجاى : الا ما كان ، الاماكن غلط است .