ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

780

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

فصل هشتم در اينكه كشاورزى وسيلهء معاش ده‌نشينان مستضعف و باديه‌نشينان سلامت طلب است زيرا كشاورزى بر وفق اصل طبيعت و از امور بسيط و ساده است و به همين سبب اغلب هيچيك از شهرنشينان و اهل تجمل آن را پيشهء خود نميسازند و آنان كه به كار فلاحت ميپردازند قرين مذلت و خوارىاند . پيامبر ، ص ، هنگامى كه گاو آهنى در خانهء برخى از انصار ديد ، فرمود : اين ابزار داخل خانهء هيچ قومى نميشود جز آنكه همراه خود ذلت و خوارى داخل آن خانه مىكند و بخارى اين حديث را به استكثار آن توجيه كرده و بابى زير اين عنوان بر آن ترجمه كرده است « دربارهء آنچه آدمى را از عواقب اشتغال به ابزار كشت و زرع يا تجاوز از حدى كه بدان امر شده است بر حذر ميدارد » . و علت آن ، و خدا داناتر است . اينست كه كار كشاورزى به باج و خراج دادن منتهى ميگردد و اين امر خود سبب زورگوئى و تسلط زبردستان بر مردم است و در نتيجه باج دهنده به علت آنكه در معرض دستبرد و قهر و غلبه قرار ميگيرد خوار و بدبخت مىشود . پيامبر ، ص ، فرمود : رستاخيز پديد نمىآيد مگر هنگامى كه زكات تبديل به ماليات و خراج شود . و اين اشاره به پادشاه سختگيرى است كه نسبت بمردم جور و ستم پيشه مىكند و حقوق خداى تعالى را دربارهء اموال از ياد ميبرد و كليهء حقوق را بمنزلهء باج و خراج پادشاهان و دولتها تلقى مىكند ، و خدا بر هر چه بخواهد تواناست [ 1 ] . فصل نهم در معنى بازرگانى و شيوه‌ها و اقسام آن بايد دانست كه بازرگانى كوشيدن در راه كسب و سود بوسيلهء بهره‌ور ساختن

--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت اين عبارت هم به آخر فصل افزوده شده است : و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و كاميابى به اوست » در ( ينى ) نيز آخر فصل مانند ( پ ) و اين ترجمه است .