مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

559

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

[ جلد دوم ] فصل دوازدهم در ياد كرد اديان مردم روى زمين و نحله‌ها و مذاهب هر كدام از اهل كتاب و جزايشان بدان كه اختلاف مردم در مذاهب و اعتقاداتشان همان اختلافى است كه در خويها و همتها و اراده‌ها و رنگها و زبانهايشان وجود دارد . همچنان كه به ندرت مىتوان دو كس را يافت كه بر يك صورت و بر يك ريخت و يك همت باشند ، همچنين است وجود دو كس كه بر يك عقيده و يك رأى باشند . اگر چه يك آيين ، جهانى از مردم را يگانگى مىبخشد اما آرا و همتها ، ايشان را دسته دسته مىكند ، به جز آن طوايف مقلّد . چرا كه هماهنگيى كه ايشان مدعى آن هستند خود ادعايى است كه به هنگام باز جست ، حقيقت ندارد . و ما اينك به يادكرد اديان روى زمين ، بر سبيل اختصار ، مىپردازيم و از خداوند يارى مىخواهيم و چنين مىگوييم كه انسان خردمند از سه حال بيرون نيست : يا عقيده‌اى بر حق دارد يا بر باطل يا مردد است و شك دارد . هيچ شخص با تميزى از اين سه حال كه ياد كرديم بيرون نخواهد بود و اگر چنين باشد خرد وى زيان ديده و او را نبايد در شمار مخاطبان قرار داد . و سزاوار نيست كه كسى در شك و دو دلى بماند ، چرا كه شك حاصل نادانى است و نتيجهء برابرى علتها كه نتوانسته چيزى را حق بشمارد يا باطل كند . همچنان كه جايز نيست كه در يك حال و يك زمان ، هم دليل بر وجود چيزى باشد و هم بر عدمش و با آمدن علم ، جهل زايل مىشود و آنچه در آن شك شده است يا دانسته خواهد شد يا مجهول خواهد ماند . و بدين گونه مقام شك از ميان مىرود . همين ، پس از اين روى مردمان به هر حال يا ديانت گونه‌اى دارند يا بر روى هم قايل به تعطيل هستند .