مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

608

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

و فقط در روز آدينه بود كه در مسجد الرسول حاضر مىشدند . نخستين مسجدى كه در آنجا ساخته شد مسجد قبا بود و چنان بود كه به هنگام آمدن پيامبر ، حضرت در ميان بنى عمرو بن عوف فرود آمد و در آنجا مسجد قبا را بنا نهاد . سپس روز آدينه از ميان ايشان بيرون رفت و به هنگام نماز در ميان بنى سالم بن عوف بود و نماز آدينه را در ميان وادى گزارد و در آنجا مسجدى ساخت . سپس به مدينه آمد و بر ابو ايوب انصارى وارد شد . « مربد » ى بود [ 1 ] كه گورستان مردمان جاهليت بود و « غرقد » [ 2 ] بود و جايى كه مباح بود . پيامبر دربارهء آنها جويا شد . معاذ بن عفراء و اسعد بن زراره به دو گفتند : از آن سهل و سهيل ، دو فرزند يتيم عمرواند كه در حجر تربيت من‌اند و من آنها را راضى خواهم كرد ، ولى پيامبر نپذيرفت تا آنجا را از آنها خريدارى كرد . فرمان داد تا قبرها را نبش كردند و غرقدها را قطع كردند و گل درست كردند و سنگ براى بنياد آن آوردند و پيغمبر خود بر شكم خويش سنگ مىآورد . اسد بن حصين او را ديد گفت : اى پيامبر خدا آن را به من ده ! پيامبر گفت : برو و سنگ ديگرى بردار ، تو در آستان خداوند از من نيازمندتر نيستى . و بنابر روايت زهرى مىگفت : « هيچ زندگانى چون زندگانى آخرت نيست ، پس بر انصار و مهاجر ببخشاى ! » و مسلمانان رجزى مىخواندند : اگر ما نشسته باشيم و پيامبر كار كند / اين كار ما ، كارى است از سر گمراهى . گويند مسجد را به طول صد ذراع مربع بنا كرد ، اساس آن سنگ بود و ديوارهاى آن گل و سقف آن جريد ( شاخه‌هاى نخل ) و ستونهاى آن چوب درخت خرما بود . سه در داشت . به دو گفتند : آيا سقفى براى آن بنا نمىكنى ؟ گفت : نه ، سايبانى است ، همچون سايبان موسى [ 3 ] و به پايان بردن كار را شتابى بيشتر از اين بايد . اين بود چگونگى مسجد در روزگار پيامبر . و فرمان داد تا آنجا را ريگ‌ريزى كنند ، ولى خود پيش از اين كار وفات يافت و عمر اين كار را كرد و خانهء عباس را بر آن افزود . سپس عثمان نيز بر آن افزود و سقف آن را از ساج كرد و ديوارهايش را از سنگهاى منقوش . سپس آنگاه كه وليد بن عبد الملك عمر بن عبد العزيز را كارگزار مدينه كرد ، به دو نامه نوشت كه مسجد را توسعه

--> [ 1 ] جايى كه خرما خشك مىكنند . رجوع شود به ابن هشام ج 2 ، ص 140 و المشترك ياقوت چاپ وستنفلد 1846 گوتنگن ، ص 392 . [ 2 ] بقيع الغرقد : مقبرهء اهل مدينه كه در داخل مدينه بود . حواشى ابن هشام ، ج 1 ص 234 و مسالك الاخبار ، ج 1 ، ص 131 . و غرقد به معنى درخت ديوخار است كه در آنجا مىرسته است . [ 3 ] در متن : « عرش كعرش موسى » ، ولى در متون ديگر « عريش » آمده است رك : وفاء الوفاء باخبار المصطفى ، سمهودى ، مصر 1326 ، ج 1 ، ص 233 و سنن دارمى ، چاپ دمشق ، ج 1 ، ص 18 .