مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
600
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
قسمتهاى بلند آن نجد است . آنچه به سوى دريا نزديك مىشود تهامه است . بنابر آنچه گفتيم ، مكه - كه در زينهار خداوند باد ! - از تهامه است و مدينه از نجد . قسمتهايى از حضرند و قسمتهايى از به دو . از شهرهاى حضر : مكه ، طايف ، جده ، جحفه ، مدينه ، وادى القرى ، خيبر ، مدين ، ايله ، و تباله است و شهركهايى ديگر به مانند بدر ، فرع ، مروه ، فدك ، رحبه ، سياله ، و ربذه و از شهرهاى حجاز تيماء است كه ابلق حصن آنجاست و دومة الجندل كه مارد حصن آنجاست . و در اينجاست كه زباء گفته است : « مارد سركشى كرد و ابلق بزرگى نمود [ 1 ] » ، و قريههايى بسيار ، جز آنچه ياد كرديم . اما به دو : قبايل و صاحبان خيمهها هستند و بدوشان از حضرشان بيشترند . يمن : گويند اعمال يمن به سه والى تقسيم مىشده است . يك والى بر حرم و « مخاليف [ 2 ] » آن و يك والى بر حضرموت و « مخاليف » آن و اين قسمت ميانهء آن سرزمين و بهترين بلاد آنجاست و سردترين نقطهء آن ناحيه است . بيشترين حاصلى كه از اين سرزمين برداشته شده ، چيزى است كه عاملان بنى عباس ششصد هزار دينار جبايهء آن را تعيين كردهاند . اهل آنجا مردمى هستند كند ذهن با سلامت صدر و ضعف حال . بيشترين ميوهشان موز است و گوشتشان عموما گوشت گاو است . در سواحل شرقى ايشان صحار و مسقط و سقوطرا و شحر و محلب قرار دارد و نيز كسانى كه داراى كندر و صبر هستند و ايشان مردمى ضعيف الحال و بد زندگانى و كم اسب و كم صنعتاند و زبانى دارند كه هيچ كس جز خودشان آن را در نمىيابد . پس از ايشان احساء است و احساء از سرزمين عرب است كه امروز قرامطه آن را وطن خويش كردهاند . شام : گويند شام چهار سپاه ( جند ) است . سپاهى از حمص و سپاهى از دمشق و سپاهى از فلسطين و سپاهى از اردن . و هر سپاهى را عملى است كه مشتمل بر عدهاى شهرها و قريههاست و در آنجا شگفتيها و مسجدهاست ، چرا كه آنجا سرزمين پيامبران است . بنابر اين جهت شرقى شام ، غرب فرات است و غرب شام ساحل روم است و شمال آنجا كوههاى روم و جنوبش فلسطين و اردن و مقدارى از باديه است و سپس شهر اردن و طبريه و رمله است و بيت المقدس از سواد رمله به شمار مىرود و پايتخت سليمان و داود آنجا بوده است .
--> [ 1 ] اين سخن زباء « تمرد مارد و عز الأبلق » ضرب المثلى است در مورد امورى كه دير و دشوار به دست آيد . رجوع شود به معجم البلدان ، ذيل مارد . [ 2 ] به معنى كور و شهر است و به خصوص در مورد يمن به كار مىرود .