مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
970
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و چون هارون درگذشت مردمان با سه فرزندش به ولايت عهد بيعت كردند ، هر كس با يكى . [ محمد امين ] مردم با محمد امين بيعت كردند اما او پيمان شكنى و خيانت كرد و پسرش موسى را كه كودكى بود ولايت عراق بخشيد و او را الناطق بالحق خواند و فرمان داد تا در منابر براى او دعا كنند . و از دعا دربارهء مأمون نهى كرد . فرمان داد تا آنچه مأمون در خراسان درهم و دينار زده همه را باطل كنند و فضل بن ربيع ميان او و مأمون دشمنى مىافكند و بكر بن معتمر او را به خلع كردن مأمون تشويق و ترغيب كرد و او على بن ماهان را به كار جنگ نامزد كرد و براى پسرش الناطق بالحق بيعت گرفت و او را به نزد على بن عيسى فرستاد و على بن عيسى را براى برخورد با مأمون فرا خواند و بندى زرين به دو داد و گفت مأمون را در بند كن اما او را مكش تا او را بياورى و دو هزار هزار دينار از مال صامت به دو داد علاوه بر ساز و برگ و ستوران . اين خبر به مأمون رسيد ، خود را امير المؤمنين نام داد و از پرداخت خراج به امين سرباز زد و نام او را از طراز و درهمها و دينارها افكند و طاهر بن حسين و هرثمة بن اعين را به سوى على بن عيسى فرستاد و آنان در رى كارزار كردند و سپاهيان او را كشتند و اموال او را به دست آوردند . طاهر بن حسين به فضل بن سهل وزير مأمون نگاشت كه « من اين نامه را به تو نوشتم در حالى كه سر على بن عيسى در دامن من بود و انگشتريش در دستم . سپاس خداى را پروردگار جهان ! » فضل بن سهل برخاست و نزد مأمون رفت و بر او به خلافت سلام داد . مأمون هديهها و اموالى نزد طاهر فرستاد و او را با مردان و سردارانى يارى و كمك كرد و او را « ذو اليمينين و صاحب خيل دين » [ 1 ] لقب داد و فرمان داد تا به عراق رود . طاهر راه اهواز را در پيش گرفت و هرثمه راه حلوان را . مأمون پايگاه فضل بن سهل را بالا برد و خاوران را - از كوه همدان تا كوه سقين و تبت به طول ، و از درياى فارس و هند تا درياى گرگان و ديلم به عرض - براى او تعيين كرد و براى او درفشى بر نيزهاى دو شاخ بست و او را « ذو الرياستين » نام نهاد ، يعنى صاحب رياست جنگ و رياست تدبير . هنگامى كه طاهر به اهواز رفت ، بر آنجا چيره شد و سپس به سوى واسط پيش رفت و هرثمه بر حلوان دست يافت . سپاهيان بر محمد امين شورش كردند . او روزى
--> [ 1 ] رك : المعارف ، ص 384 .