مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

958

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

را جانشينى و همانندى است و من دانم / كه هر چند زنده بمانم ، جانشين و مانندى براى تو نخواهم يافت . / من از همهء مردم ، پس از تو ، جويا شدم / اما آنها كه پس از تو ديدم ، همگان بخيل بودند . و همسر ابو العباس به دو گفت : « مرگ او جز براى من و تو مصيبتى نبود . » ابو دلامه كه مردى شوخ طبع بود گفت : « غم نيست تو را از او فرزندى است و فرزند من از او نيست . » و از اين زن ابو العباس پسرى داشت به نام محمد و ابو العباس در قصر خويش در انبار به خاك سپرده شد . در تاريخ خرزاد آمده كه وى به سى و سه سالگى رسيد و خداى داناتر است . ابو العباس خونريزى را خوش نمىداشت . با خاندان پيامبر مهربانى مىكرد و سليمان بن هشام بن عبد الملك و عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب از ويژگان او بودند . عبد الله بن حسن در طرف راست او مىنشست و آن اموى در سمت چپ . و چون عبد الله شعر : « آيا نديدى حو شب را كه . . . » [ 1 ] را براى او خواند ، ابو العباس او را به مدينه تبعيد كرد و هنگامى كه سديف اين شعر را خواند : آنچه از مردان مىبينى تو را فريب ندهد كه در زير آن استخوانها بيماريى است / شمشير را بنه و تازيانه را از ايشان بردار تا بر روى زمين اموى ديده نشود . سفاح دستور داد سليمان را كشتند [ 2 ] . [ بيعت با ابو جعفر منصور ] سپس با برادرش ابو جعفر منصور بيعت شد و او عبد الله بن محمد بن عباس است . در سال صد و سى و هفت با او بيعت شد . مادرش زنى بربرى بود به نام سلامه . او در سرزمين شراة ، به روزگار وليد بن عبد الملك بن مروان ، متولد شد و هژده سال از ابو العباس بزرگتر بود . گفته‌اند كه وى مردى گندمگون و باريك اندام و بلندبالا و زشت روى و بدخوى بود . بخيل‌ترين خلق خدا بود و بيشتر از هر كس درهم و دينار را دوست مىداشت . خونريز و پيمان شكن و خائن به عهد و كافر نعمت و اندك بخشايش بود . در

--> [ 1 ] رك : صفحهء 954 . [ 2 ] المعارف ، ابن قتيبه ، ص 365 .