مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

950

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

شمشيرى در ميان نهاد و گفت هر كس اين شمشير را بياويزد و به جنگ مروان برود ، خلافت پس از من از آن او خواهد بود . مردم همه پهلو تهى كردند و عبد الله بن على آن شمشير را آويخت و به جنگ مروان رفت و او را كشت . چون ابو العباس درگذشت ، به خلافت برخاست و مردم را با او بيعت كردند . او از همهء ايشان چالاك‌تر و دليرتر بود . اين كار ، مايهء هراس ابو جعفر گرديد . با ابو مسلم به مشورت پرداخت . ابو مسلم گفت : « راى من اين است كه هر چه زودتر بشتابى و درنگ نكنى . » و او ابو مسلم را روانه كرد و شام و آن سوى آن هر چه از خراسانيات هست براى او قرار داد [ 1 ] . ابو مسلم روانهء نصيبين گرديد و عبد الله بن على با صد هزار مرد جنگى و صد هزار كارگر به آنجا آمده بود . از بالاى كوه نصيبين تا رودخانهء آن خندقى كنده بودند . آنچه از ساز و برگ و نيازمنديها بود در آنجا قرار داد و منجنيقها و عراده‌ها نهاد و خار سه پهلو گسترد و راه را بر كسانى كه از سوى عراق به جانب او روى نهند فرو بست و دهكده‌ها و آبادى و كشتها را پشت سر خويش نهاد . ابو مسلم چون چنين ديد و دانست كه او دهكده‌ها و كشتزارها و توشه و علوفه را در زير سلطهء خويش گرفته است و در آنجا محلى براى لشكر نيست براى بيرون راندن او به چاره‌گرى پرداخت . از عبد الله كناره كرد و راه شام را در پيش گرفت . عبد الله ترسيد كه ابو مسلم بر شام دست يابد ، برادرش منصور بن على را با سپاهى گران به مقابلهء او فرستاد . اما ابو مسلم ايشان را شكست داد و از ايشان كشتارى بزرگ كرد و به راه خويش ادامه داد . چنان نمود كه به شام مىرود . عبد الله در پى او روانه شد . در هر منزل كه ابو مسلم سوار مىشد عبد الله فرود مىآمد تا آنگاه كه ابو مسلم يقين حاصل كرد كه او تمام سپاهيان خويش را از خندق بيرون آورده است و راه نفوذ به شهر بىنگهبان است . در اين هنگام ابو مسلم به جانب نصيبين پيچيد و تاخت آورد و بر خندق دست يافت و همهء آنچه را كه در آنجا بود تصرف كرد . عبد الله بازگشت و در چهار فرسنگى نصيبين فرود آمد ، در جايى كه آبى بجز آب چاه نبود و مردم را امان داد و مال بسيار خرج كرد . پس از آن ديگر عبد الله نتوانست بماند . شبانه گريخت و ابو مسلم بر همه گنجينه‌ها و اموال شام دست يافت . سپس عبد الله بن على اسير گرديد و نزد ابو جعفر فرستاده شد و ابو جعفر او را براى هميشه به زندان فرستاد تا آنگاه كه مرد . ابو مسلم در نصيبين ، اقامت گزيد . كار شما براى او يك رويه شد . ابو جعفر امنايى بر گلهء اسبان و گنجينه‌ها روانه كرد و يقطين بن موسى را فرستاد و فرمان داد تا آنچه را

--> [ 1 ] متن ظاهرا قدرى افتادگى دارد .