مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
946
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
گفت : « به خدا سوگند كه بر اين منبر ، پس از پيامبر خدا ، هيچ كس شايستهتر از على بن ابى طالب ( ع ) و اين امير مؤمنين ننشسته . » دستت را پيش آور تا با تو بيعت كنم و او دستش را پيش آورد . داود گفت : « من ، داود بن على بن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب با تو بيعت كردم . » سپس فرود آمد و برادرش ابو جعفر بالا رفت و با او بيعت كرد . سپس افراد خانهاش و بنى هاشم با او بيعت كردند . سپس سرداران و آنگاه رعايا همچنان دست بر دست او مىزدند تا بانگ اذان برخاست . ابو العباس به پاى ايستاد و خطبهاى خواند و نماز گزارد . سپس بر اسب نشست تا به لشكرگاه ابو سلمه حفص بن سليمان رسيد و فرود آمد . ابو سلمه آمد و با او بيعت كرد و مردمان لشكرگاهش نيز با او بيعت كردند . و او برادرش ابو جعفر را به يارى ابن قحطبه فرستاد و عمويش عبد الله بن على را به سوى مروان روانه كرد و مروان در زاب فرود آمده بود . خالد بن برمك را متصدى خراج كرد و ابن ابى ليلى را مقام قضا بخشيد و سابق خوارزمى را شرابدارى . و مردانى را در كمين ابو سلمهء خلال نهاد تا بر او حمله آوردند و او را كشتند و شايع كردند كه خوارج او را كشتهاند . سپس ابو العباس ، از هاشميه به حيره رفت و در آنجا فرود آمد و دسته دسته نمايندگان ، براى بيعت در حكومت ، نزد او مىآمدند و ابن هبيره از وى زينهار خواست . او را زنهار دادند و سپس كشتند . عبد الله بن على بن عبد الله بن عباس با مروان بن محمد جنگى كرد و او را شكست داد و لشكرگاه او را غارت كرد . و مروان بر راه خود رفت ، تا به موصل رسيد و هيچ گشايشى برايش حاصل نشد و گذشت . از پل فرات بر روى حران ، عبور كرد و كشتيها را آتش زد . عبد الله بن على در فرات فرود آمد و به اصلاح كشتيها پرداخت تا عبور كند . وليد بن معاوية بن عبد الملك بن مروان خزاين را گشود و بر مردم رايگان كرد و پنجاه هزار تن از رزمندگان در دمشق پيرامون او گرد آمدند و مروان گروه انبوهى را در نهر فطرس ، در سرزمين فلسطين ، گرد آورد . ابو العباس برادرش ابو جعفر را نزد ابو مسلم فرستاد به خراسان تا او را از خيانت ابو سلمه آگاه كند و از كشته شدن او عذر خواهى كند . ابو مسلم به عنوان بيعت اهل خراسان با او بيعت كرد و به ابو جعفر اموال بسيارى رسيد و همه را از اسب و برده و اسلحه و هديههاى بسيار نزد ابو العباس فرستاد . عبد الله بن على از فرات گذشت و دمشق را محاصره كرد . و آنجا را گشود و هر كه از بنى اميه در آنجا بود همه را كشت و باروى شهر را سنگ به سنگ ويران كرد و گورهاى ايشان را شكافت و آتش زد و استخوانهاشان را به آتش سوزانيد . در قبر معاويه كه نفرين خداوند بر او باد ! - جز خطى سياه - كه گويى خاكسترى است - چيزى نيافت