مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
591
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
تا هنگامى كه با درياى مغرب برخورد مىكند . اين است جايگاههاى آبادان زمين و درياها و آنچه شناخته شده است . اما در آن سوى اينها سرزمينهايى است ناشناخته كه ماوراى آن را هيچ كس جز خداى عز و جل آگاه نيست . گويند آنها كه بيرون از اين اقليمها سكونت دارند ، مردمى هستند كه سخنى را در نمىيابند و هيچ از هنرها و نشانها نمىدانند . در دهر نخستين ، زمين بر پنج بخش بودهاست . يك بخش چين و ترك و تبت و هند . و يك بخش ، روم و صقالبه و سغد و خوارزم و ارمينيه . و يك بخش ، قبط و بربر و شام . و يك بخش ، سودان و خراسان و كرمان و فارس و يمن . و يك بخش ، سرزمين معروف به ايران شهر كه از منتهاى رودخانهء بلخ تا نهايت آذربايجان و ارمينيه قرار داشته تا فرات و قادسيه تا درياى يمن و فارس و تا مكران و كابل و تا طخارستان و اين بخش برگزيدهء تمام زمين و ناف آن بوده است . و همان است كه اقليم بابل خوانده مىشده است . در يادكرد درياها و واديها و رودخانههاى معروف پيشينيان گفتهاند درياهاى بزرگ پنج درياست ، يكى درياى هند و پارس و چين ، دوم درياى روم و افريقيه ، سوم درياى اوقيانوس كه درياى مغرب است ، چهارم درياى بنطس و پنجم درياى گرگان . در نامهء ارسطاطاليس به اسكندر - كه به نام بيت الذهب خوانده مىشود - آمده است كه درياى اوقيانوس درياى محيط بر زمين است ، همچون اكليلى و از آن خليجهايى سرچشمه مىگيرد كه عبارت است از ديگر درياها . درازى اين درياها و پهناى جزاير و سواحل آنها و نيز خليجهاى آنها را وصف كردهاند . درياى پارس را خليج فارسى مىخوانند . درازاى آن صد و پنجاه فرسنگ و پهناى آن صد و پنجاه فرسنگ ، و درياى يمن را خليج مىنامند و همچنين ديگر درياها را . گويند در درياى هندى هزار و سيصد و هفتاد جزيره است و گاه باشد كه درازى جزيرهاى صد فرسنگ در صد فرسنگ است و دويست و سيصد . و در اين جزيرههاست رودخانهها و چشمهها و كوهها و مفازهها و كشورها . گويند در درياى رومى صد و شصت و اند جزيرهء آبادان است . درياى گرگان كه آن را غابسكن ( آبسكون ) و درياى باب الابواب نيز مىخوانند . كوچكترين درياهاست كه درازى آن از مشرق تا به مغرب سيصد ميل است . در آن دو