مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
933
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
تو هر جبّار عنيدى ( گردنكش مخالفى ) را تهديد مىكنى / اينك منم من ، آن جبّار عنيد ! / چون روز رستاخيز پروردگار خويش را ديدى ، / بگو پروردگارا « وليد » مرا پاره پاره كرد [ 1 ] . نصر بن سيّار نامه به دو نوشته بود و از كار على بن كرمانى و گرد آمدن شيعه او را آگاه كرده بود . وليد به وى نوشت كه « تمام خراسان را بخور و شرّ او را كم كن ، چرا كه من به شعر و معبد و ابن عايشه سرگرم هستم . » و روزگار حكومت او يك سال و دو ماه بود . ولايت يزيد بن وليد بن عبد الملك او را ناقص ( كاهنده ) ناميدهاند ، چرا كه وى از روزى سپاهيان كاست و مردى نيك روش [ 2 ] و خوش رفتار بود و روزگار حكومتش پنج ماه بود و درگذشت . هنگامى كه مروان به حكومت رسيد ، او را از گور به درآورد و به دار آويخت . گويند كه وى در كتابها به نيك رفتارى و دادگرى ياد شده است ، همچنان كه گفتهاند : « اى پراكنندهء گنجها ! اى نيايشگر در سپيده دمها ! حكومت تو رحمتى بود و مرگ تو فتنهاى بود تو را برگرفتند و به دار آويختند » [ 3 ] . ولايت ابراهيم بن وليد بن عبد الملك و حكومت عبد العزيز بن حجاج بن عبد الملك نخست با ابراهيم بيعت شد ، سپس با عبد العزيز . مروان بن محمد با ايشان بيعت نكرد و خلافت را براى خويش مىخواست . سببش اين بود كه وليد بن يزيد بن عبد الملك وليعهد خويش را پس از خود ، فرزندش حكم بن وليد قرار داد ، ولى آن پسر در همان روز كه پدرش مرد كشته شد و گفته بود : اگر هلاك شوم وليعهد من / مروان امير مؤمنان است .
--> [ 1 ] تفصيل داستان را در مروج الذهب ، ج 3 ، ص 228 ملاحظه فرماييد . [ 2 ] سبب لقب اين است كه وليد بن يزيد ده ده بر عطاياى مردم مىافزود و چون كشته شد و مردم با يزيد بن وليد بيعت كردند او از آنها كاست و از اين روى ناقص خوانده شد و مادر يزيد شاه آفريد دختر فيروز بن يزد گرد بن شهريار بود كه در اسارت حجاج افتاده بود . رك : تاريخ الخلفا چاپ مسكو ، ورق a و b 223 . [ 3 ] متن افتادگى داشت ، از روى طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 101 و المعارف ابن قتيبه ، ص 367 تصحيح شد . همچنين رجوع شود به : تاريخ الخلفاء ، ورق b 231 كه در ضبط اين سخن اندكى اختلاف دارد .