مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
924
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ستاره شناسى كه نزد او بود پرسيد : « آيا مىبينى كه پادشاهى بميرد ؟ » گفت : « آرى ، چنان مىبينم كه پادشاهى به نام كليب مىميرد . » حجاج گفت : « به خدا سوگند كه كليب منم و اين نام را مادرم بر من نهاد . » ستاره شناس گفت : « به خدا سوگند كه تو خواهى مرد . دانش ستارهشناسى چنين مىنمايد . » حجاج گفت : « من تو را پيشاپيش خود خواهم فرستاد . » و فرمان داد تا گردنش را زدند . حجاج در ولايت وليد بن عبد الملك بن مروان ، به سن پنجاه و سه سالگى ، مرد و مدت بيست سال فرمانرواى عراق و حجاز بود و از بزرگان و اشراف - كه ياد شدهاند - صد و بيست هزار كس را گرفت و در حبس خود كشت ، علاوه بر تودهء مردم و آنها كه در ميدانهاى نبرد كشته شدند . در زندان او پنجاه هزار مرد و سى هزار زن درگذشتند و پيش از مرگ او پسرش محمد بن حجاج و برادرش محمد بن يوسف در يك شب مردند و در اين باره گفته شد : در يك شب و در يك ساعت / امير ، دو محمّد را دفن كرد . و چون حجاج مرد همسرش هند دختر اسماء چنين گفت : اى پيكر در جامه پوشيده ! / با مرگ تو چشمها روشنايى گرفت / تو قرين شيطان رجيم بودى / و چون مردى ، آن قرين ، بر تو درود فرستاد . و حجاج پيش از مرگ خويش يزيد بن ابى كبشهء سكستكى را جانشين خويش كرد و وليد نيز او را بر همين مقام تأييد كرد . و به روزگار وليد ، طارق بن زياد مدينهء اندلس را گشود و از طنجه ، در دريا ، بدانجا گذشت و با شهر طليطله جنگ كرد و در آنجا خوانى گسترده يافت كه اهل كتاب گفتند از آن سليمان بن داود بوده و بعضى از پادشاهان عرب ، به هنگام چيره شدن بر بنى اسرائيل ، از بيت المقدس آن را بدانجا برده بودند و آن آميزهاى بود از طلا و نقره با سه طوق از مرواريد و ياقوت و زبرجد . وليد ، خالد بن عبد الله قسرى را كارگزار مكه كرد و فرمان داد كه چاهى در آنجا حفر كند . آبى درآمد شيرين و گوارا و او به وليد نامه نوشت كه خليفهء خدا در نظر خداوند گراميتر از پيامبر او ابراهيم است ، چرا كه ابراهيم از خداوند آب خواست و آبى ناگوار به دو داد و امير المؤمنين را آبى گوارا و خوش بخشيد . وليد در سال شصت و نه درگذشت و روزگار حكومت او نه سال و هشت ماه بود و چهارده پسر از او ماند . يكى يزيد بن وليد ناقص كه مدت پنج ماه حكومت كرد و درگذشت ، مردى خوشرفتار و نيك روش بود . ديگرى ابراهيم بن الوليد كه دو ماه حكومت كرد و بعد خود را از خلافت خلع كرد و به مروان سر سپرد . ديگر عمر بن الوليد كه او را