مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

919

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كه در اين شعر مردمان را از نافرمانى ، در پيكار ازارقه ، بر حذر مىدارد . حجاج در ميان مردم ندا در داد كه « عمير ، پس از سه شب ، نزد ما آمد و او را كشتيم و هر كه را ببينيم كه پس از اين سه شب به خواب رود ، خداوند از خون او بيزار است . » و هيچ كس نماند كه به مهلّب نپيوندد و مهلب به پيكار با ازارقه - كه خوارج‌اند - كمر بست . تا آنگاه كه نافع بن ازرق درگذشت و ياران نافع ، عبيد الله بن ماحوز را به رياست خويش برگزيدند و شاعر ايشان سروده است : اگر امير مؤمنان را حادثهء روزگار اصابت كرد ( و هر كه را اصابت كند آويخته مىشود ، ) / بهترين خليفه و جانشين او كسى است كه گام بر جاى گام او نهد . / و آن ابن ماحوز است كه بازماندهء بازمانده‌هاست . مهلب با كمكهايى كه حجاج براى او فرستاده بود ، چون ازارقه را ديد ايشان را از حدود اهواز و فارس راند و در اين باره گفته است : ديروز دشمن را از جسر رانديم و از اهواز هم منع شده بودند . / با ضربتهايى كه نزديك شدن بدان هراس آور بود . / كه جانهاى گرامى را مىربود . و مهلب در پى خوارج به خراسان روانه شد . قطرى بن فجأة مازنى به طبرستان افتاد و عبد الملك به مهلب نامه نوشت و او را بر خراسان متصدى كار او گردانيد . و او به روزگار معاويه همراه حكم بن عمرو غفارى ، بدانجا رفته بود . و چون شبيب بن يزيد خارجى در دجيل غرق شد از آن به بعد ازارقه دو دسته شدند : يك دسته طرفداران قطرى بن فجأة مازنى شدند و يك دسته با عبد الرب الكبير همراى شدند و روانه گشتند تا به سيستان رسيدند و ريشهء خوارج در سيستان تا امروز از آنهاست . مهلب به جنگ ايشان آمد و عبد الرب الكبير كشته شد . آنگاه قطرى به سيستان رفت . حجاج سفيان كلبى را در پى او فرستاد تا او را كشت و سرش را نزد وى فرستاد و او ابو نعامه كنيه داشت و مدت بيست سال با ايشان جنگ داشت و مدعى خلافت بود . و اين شبيب كه ياد كرديم يكى از مردانى است كه به سختكوشى و سختگيرى و دليرى شهرت دارد . گويند چون شنيد كه حجاج او را تهديد مىكند ، با همسرش غزاله و سوارانى كمتر از بيست تن ، به سوى حجاج روانه شد و به كوفه در آمدند و بر در قصر حجاج ايستادند و غزاله آواز داد كه « اى حجاج ! آيا دلت مىخواهد كه بيرون بيايى ؟ » ولى حجاج از بيم ، حصارى شد و غزاله نذر كرده بود كه بر منبر حجاج بول كند . به مسجد كوفه در آمد و بر منبر بول كرد . و شبيب به نماز ايستاد و در دو ركعت نماز بامداد در يكى سورهء بقره را خواند و در