مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

906

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

سرپيچى كردند و به مكه رفتند . حسين به سوى كوفه روانه شد و در كربلا شهيد گرديد . اما عبد الله بن زبير در مكه ماند و به كعبه پناه برد و مردمان را به شورى دعوت كرد و شروع به لعن يزيد كرد و او را فاسق خودخواه مىخواند ، و مىگفت خداوند به پيمانى كه معاويه براى يزيد گرفت راضى نيست و اين كار به دست عموم مسلمانان است . مردم او را اجابت كردند و حق را به جانب او دانستند . ابن زبير به تعبّد و گوشه‌گيرى و زهد پرداخت و روزه مىگرفت و نماز مىگزارد . چندان كه در وى اثر كرد و مردم به دو گراييدند و او به مردم مدينه نامه نوشت كه بنى اميه را از ميان خويش بيرون كنيد و ايشان چنين كردند و خبر به يزيد رسيد . مسلم بن عقبهء مرّى را . با سپاهى انبوه ، فرستاد و چنين رجز مىخواند : به ابو بكر پيغام رسان ، آنگاه كه لشكر شبانه درآيد . / و سواران از وادى القرى بگذرند . / بيست هزار تن از پير و جوان [ 1 ] / آيا گروه سرمستان قوم را مىبينى ؟ داستان جنگ حرّه گويند مسلم بن عقبه آمد و با مردم مدينه كارزار كرد و چهار هزار تن از مردمان گمنام و ناشناخته و هفتاد مرد از انصار كشت و شكم زنانى را دريد و حرمتها را به باد داد . سه روز مدينه را غارت كرد و سپس با ايشان بيعت كرد كه آن غنيمت يزيد باشد و در ميان ايشان هر كار كه مىخواست مىكرد و اين جنگ در حرّه بود [ 2 ] و آن در سواد مدينه است و بدين سبب اين جنگ به نام حرّه خوانده شده است . و ايشان مسلم بن عقبه را مسرف بن عقبه خواندند و او ابن زبير را ملحد مىخواند و محمد بن اسلم ساعدى گفته است : اگر ما را در روز حرّه واقم بكشند / ماييم نخستين كسانى كه بر اسلام كشته شديم [ 3 ] . سپس مسلم به جانب مكه رهسپار شد ، به قصد ابن الزبير . و در قديد ، به نفرين مردم ، مبتلا به طاعون شد و حصين بن نمير يشكرى را به فرمان يزيد به جانشينى خود

--> [ 1 ] در ضبط اين شعر ميان متن ما و التنبيه و الاشراف مسعودى ، اختلافاتى وجود دارد . رجوع شود به التنبيه ، ص 263 . [ 2 ] رجوع شود به تاريخ الخلفا ، ورق a 89 . [ 3 ] رجوع شود به مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 579 كه بيت ديگرى هم از اين شعر نقل كرده است .