مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
893
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
جابلق و جابلص به جستجوى مردى باشيد كه پيامبر خدا جدّ او باشد ، نخواهيد يافت مگر مرا و برادرم را و خداى تعالى شمايان را به نخستين افراد ما هدايت فرمود ، به بازپسينان ما خون شما را محفوظ داشت . معاويه در حقى كه از آن من بود نه از آن او با من درافتاد و من سزاوار ديدم كه مردمان را از جنگ در امان دارم و خلافت را به دو تسليم كنم و اين كار زمانى دارد . » و سپس خواند : « و من نمىدانم شايد فتنهاى است براى شما و متاعى است تا روزگارى معين » ( 21 : 111 ) چون حسن اين آيت را برخواند ، معاوية ترسيد كه اختلاف روى دهد ، به دو گفت : « بنشين . » سپس به خطبه خواندن ايستاد و گفت : « من شروطى را ، به هنگام پريشانى و آشفتگى نوشتم و قصدم از آن ايجاد الفت و پيوستگى بود . اكنون خداوند ما را يك راى و يك سخن كرده و پراكندگى را از ميان ما برداشته است ، از اين روى هر شرطى را كه پذيرفته بودم آن شرط مردود است و هر وعدهاى كه داده بودم اينك به زير پاى مىنهم . » و حسن برخاست و گفت : جز اينكه من ننگ را بر آتش ترجيح دادم ، « يك شب قدر بهتر از هزاران ماه است » ( 97 : 3 ) و روانهء مدينه شد و در آنجا اقامت گزيد تا اينكه در سال چهل و هفت هجرت درگذشت ، خداوند از او خشنود باد ! مدت خلافت او پنج يا شش ماه بود و بدين گونه روايتى كه سفينه از پيامبر نقل كرده بود درست از كار درآمد كه « خلافت پس از من سى سال است و پس از آن به گونهء سلطنت در مىآيد [ 1 ] . » و حسن از ابو بكر روايت كرد كه پيامبر فرمود : « اين پسر من ، سرورى است و به زودى به واسطهء او ميان دو گروه آشتى برقرار خواهد شد . »
--> [ 1 ] به صفحهء 735 همين كتاب مراجعه شود و نيز به كتب علم كلام ، از جمله شرح العقائد النسفيه ، از تفتازانى ، چاپ استانبول 1320 ه . ق ، ص 180 .